تبليغاتX
به وب خودتون خوش آمدید
سلام به همه من بعد از چند ماه دوباره امدم
+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 20:51 |

جشن سوري(چهارشنبه سوري) در ايران باستان
گروه: فولکلور

جشن سوري(چهار شنبه سوري) از جمله جشن هاي آريايي ، جشن هاي آتش است . امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و درباره جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان قديم نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستي و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين بود .
مجموعه ي آيين هاي نوروزي از « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) آغاز مي شود و با آيين سيزده بدر نوروز به سر انجام خود مي رسد . ( بهرام فره وشي ، ص 43 ) برخي را باور اين است كه با در نگر(نظر) آوردن واژه ي « چهارشنبه » كه بر آمده از فرهنگ تازي و سامي است ، پس « چهارشنبه سوري » ارمغاني از سوي تازيان است ، چرا كه همانگونه كه مي دانيم ، در ايران باستان هر روزي نامي ويژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامياد روز و … ) و نشاني از بخش بندي امروزين چهارهفته ايي و نام هاي آنان به چشم نمي خورد .
اما مي بينيم كه در ميانه سده چهارم هجري ، از اين جشن و چگونگي بر پايي و هنگام آن و نيز ديرينگي اش سخن به ميان است . برابر اين آگاهي كه در نسك(كتاب) تاريخ بخاراي ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان ساماني ، در ميانه سده چهارم هجري ، اين جشن با شكوهي بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوري» ناميده مي شده است . چون در روز شماري تازيان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار مي رفته شب چهارشنبه ي پايان سال را با « جشن سوري » به شادماني پرداخته و بدين گونه مي كوشيدند تا نحسي و نا خجستگي چنين شب و روزي را بر كنار كنند .
همچنين جاحظ در نَسَك خود با نام المحاسن و الاضداد (ص 277 ) به گجستگي(نا مبارك)چهارشنبه نزد تازيان اشاره مي كند . منوچهري در اين روز مردمان را به شادماني مي خواند تا از نا خوبي و بد يمني آن رها شوند . ( عبدالعظيم رضايي ، صص 119 118 ) اما بر پايه ي پژوهش هاي انجام شده ، زمان باستاني « جشن سوري» را مي توان در اين سه گاه باز جست :
۱. شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه ي كوچك
۲. نخستين شب پنجه ي بزرگ يا پنجه ي وه كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز « جشن همسپهمديم» (آخرين گاهنبار سالانه)
۳. ديدگاه سوم ، شب پاياني سال است كه ارجمندترين روز « جشن همسپهمديم» و جشن آفرينش انسان است . ( هاشم رضي ، ص 149 ) .
افزون بر اين و بنا به سنتي كه براي برخي رويدادهاي بزرگ و جشن هاي باستاني ، برابر نهادي اسلامي نيز بدست داده شده است ، آتش افروزي و شادماني شب چهارشنبه ي آخر سال را برخي به قيام مختار ثقفي كه به خونخواهي امام حسين (ع)و فرزندانش قيام كرده بود ، نسبت مي دهند : « مختار وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي كشتگان كربلا قيام كرد ، براي اين كه موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر كفار بتازد ، دستور داد كه شيعيان بر بام خانه ي خود آتش روشن كنند و اين شب مصادف با چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد» ( محمود روح الاميني ، ص 50 ) .

واژه « سوري » پارسي به چم(معني) « سرخ » مي باشد و چنان كه پيداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور » در مفهوم « ميهماني » هم در فارسي به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در اين روز نيز گونه اي گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگي و بدي از تن بوده است . در گذشته جشن هاي آتش كاملا" حالت جادويي داشته و بسيار بدوي بوده است . چگونگي اين جشن ، همساني و مانندگي هاي فراواني به جشن سده دارد . ( مهرداد بهار ، ص 233 )
استاد پورداود ، پس از بزرگداشت اين جشن باستاني ، به جستار(مبحث)ويژه اي اشاره دارد و بر اين باور است كه رسم پريدن از روي آتش و خواندن ترانه هايي همچون « سرخي تو از من ، زردي من از تو و … » از افزونه هاي پسا اسلامي است و از ديدگاهي ، بي احترامي به جايگاه ارجمند آتش به شمار مي رود . ( ابراهيم پور داود ، ص 75 )
اما به گفته يكي از دوستان به آساني ميتوان اين نگره را رد كرد: نخست ديدگاه مردم ايران نسبت به آتش؛خوب يكي از جنبه هاي تقدس آتش پاك نمودن بيماريها و دور كردن ارواح خبيثه (به تعبير آن دوران) بوده است؛ براي نمونه در صورت سرايت طاعون رخت و ابزار بيمار را در آتش مي ريختند تا از بدي ها پا ك شود؛ و ۱۰۰٪ اين بي احترامي به آتش بشمار نمي آيد. همين امروز هم رسم اسفند دود كردن و گرد خانه تاب دادن رايج است(براي زدودن شر و بيماري و چشم زخم)كه باز مانده از گذشته است؛ هم اكنون پريدن از روي آتش هم مي توانسته با فلسفه پاك كردن نفس صورت گرفته باشد.
دوم گذر سياوش از آتش؛ خب بايد ببينيم سيا وش چگونه از آتش گذشته است! فردوسي مي گويد:
ســيــاوش ســيــه را بــه تــنــدي بــتـــاخـــت
نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت
ز هــرســو زبــانــه هــمــي بـــركـــشـــيـــد
كــســي خـــود و اســـپ ســـيـــاوش نـــديـــد
خب آتش انبوهي بوده و سياوش هم تيز از آن گذشته است؛ و مي دانيم كه گامهاي اسب ريخت پرش دارد؛ پس سياوش به آرامي ونرمي از آتش نگذشته است.
برخي از آيين هاي جشن سوري
بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگي ( توپ مرواريد ) و … (علي بلوك باشي ، صص 63 57 ، بهرام فره وشي ، صص 49-44)
همچنين در جاهايي همچون شيراز ، كردستان و آذربايگان ، آداب و آيين ويژه و كهن تري وجود دارد . براي نمونه، سفره حضرت خضر ( ع ) و يا آب پاشي در سعديه كه ويژه ي شيراز است و يا سفره هاي خوراكي رنگيني كه در كردستان و آذربايگان آماده ميشود و نيز آيين آتش افروزي و شادماني همگاني مردم . برخي را عقيده بر اين است كه « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) با مراسم مربوط به بزرگداشت فروهر درگذشتگان نيز پيوند و بستگي دارد. البته استاد مهرداد بهار با اين ايده ي فرجامين همداستان نيست. ( مهرداد بهار ، ص 234 )
مرحوم استاد سعيد نفيسي در مقاله اي به نام "چهارشنبه سوري" بخشي از مراسم چهارشنبه سوري را كه سالها پيش در چند شهر مختلف ايران رواج داشت، اينگونه توضيح مي دهد:
قاشق زني يكي از تفريحات جوانترها در شب چهارشنبه سوري است يكي از آئينهاي سالانه ايرانيان چهارشنبه سوري يا به عبارتي ديگر چارشنبه سوري است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدي را با بر افروختن آتش و پريدن از روي آن به استقبال نوروز مي روند. مردم در اين روز براي دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمي را برگزار مي كنند كه ريشه اش به قرن ها پيش باز مي گردد. قاشق زني، آجيل مشكل گشا، پريدن از روي آتش، فالگوش ايستادن و... از مراسم اصلي شب چهارشنبه سوري است.
ظاهرا مراسم چهارشنبه سوري برگرفته از آئينهاي كهن ايرانيان است كه همچنان در ميان آنها و با اشكال ديگر در ميان باقي بازماندگان اقوام آريائي رواج دارد. اما دكتر كورش نيكنام موبد زرتشتي و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد كه چهارشنبه سوري هيچ ارتباطي با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شكل گيري اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران مي داند.

دكتر نيكنام در اين باره مي گويد:"ما زرتشتيان در كوچه ها آتش روشن نمي كنيم و پريدن از روي آتش را زشت مي دانيم. "در گاه شماري ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود ندارد. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم. شنبه و يكشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينكه ما شب چهارشنبه اي را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گوياي اين هست كه چهارشنبه سوري بعد از اسلام در ايران مرسوم شد." "ما پيش از تسلط اعراب بر ايران هر ماه را به سي روز تقسيم مي كرديم. و براي هر روز هم اسمي داشتيم . هرمز روز، بهمن روز،..."
آجيل چهارشنبه سوري "براي ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن مي كرديم تا روح نياكانمان را به خانه هايمان دعوت كنيم." "بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوري بازمانده آن آتش افروزي ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد براي اينكه اين سنت از بين نرود، نحسي چهارشنبه را بهانه كردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق كردند و شد چهارشنبه سوري." گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روي آن و گفتن عبارت "زردي من از تو، سرخي تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوري است. هر چند كه در سالهاي اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازي و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناك داده است. انداختن چادر بر سر و زدن قاشق برهم از ديگر رسوم اين شب است.
معمولا جوانترها با انداختن چادري بر سر به در خانه همسايه ها رفته و با قاشق زدن، از آنها شيريني يا مشتي آجيل مي گيرند. خوردن آجيل مشكل گشا كه بي شباهت به آجيل شب يلدا نيست، از اصول چهارشنبه سوري است. كه مردم با نيت دست يافتن به حاجتشان و يا رفع مشكلشان اين آجيل را مي خورند. در اواخر سلطنت سلسله قاجار در تهران در ميدان ارك توپي به نام " توپ مرواريد" وجود داشت كه در شبهاي چهارشنبه سوري اطرافش مملو از دختراني بود كه در آرزوي پيدا كردن شوهر بودند. آنها در اين شب به بالا اين توپ قديمي مي رفتند و براي بر آورده شده حاجتشان بر روي اين توپ آرزو مي كردند.
سعيد نفيسي در مقاله اي به نام "چهارشنبه سوري" بخشي از مراسم چهارشنبه سوري را كه سالها پيش در چند شهر مختلف ايران رواج داشت، اينگونه توضيح مي دهد: شيراز: آتش افروختن در معابر و خانه ها، فالگوش، اسپند سوزاندن، نمك گرد سر گرداندن( در موقع اسفند دود كردن و نمك گردانيدن زنان اوراد مخصوصي مي خوانند)؛ قلمرو چهارشنبه سوري در شيراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آنجا نيز توپ كهنه اي است كه مانند توپ مرواريد تهران زنان از آن حاجت مي خواهند. اصفهان: آتش افروختن در معابر، كوزه شكستن، فالگوش؛ گره گشائي و غيره كاملا متداول است.
مشهد: گره گشائي؛ آتش افروختن؛ كوزه شكستن و آتش بازي متداول است و علاوه بر آن در هر خانه يكي دو تير تفنگ مي اندازند. زنجان: آتش افروختن؛ فالگوش و كوزه شكستن متداول است. در مراسم كوزه شكستن در زنجان، پولي با آب در كوزه مي اندازند و از بام به زير مي افكنند. ديگر از رسوم مردم اين شهر در چهارشنبه سوري اين كه دختراني را كه مي خواهند زودتر شوهر بدهند به آب انبار مي برند و هفت گره بر جامه ايشان مي زنند و پسران نابالغ بايد اين گره ها را بگشايند. تبريز: آجيل و ميوه خشك از ضروريات است و ديگر اينكه در اين شب مردم از بام خانه ها بر سر عابرين آب مي ريزند. اروميه: شب جهارشنبه سوري بر بام خانه ها مي روند و كجاوه اي را كه زينت كرده و آرايش داده با طناب از بام به سطح خانه فرود مي آورند و مي گويند:" بكش كه حق مرادت را بدهد." كسي كه در خانه است مكلف است كه در آن كجاوه شيرني و آجيل بريزد وپس از آنكه در آن چيزي ريختند آن را بالا كشيده و به بام خانه ديگري مي برند

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 20:7 |
مادرش خانه دار و پدرش نیز مهندس مکانیک میباشد

در کنکور در سه رشته مترجمی زبان٬مهندسی معدن و مهندسی مکانیک قبول شد

از همزمانی تولدش و آغاز بهار بسیار خوشحال است و این اولین همزمانی را برای خدش خوش یمن میداند

بازی خودش را در فیلم های بوتیک و آتش بس بیشتر از بقیه فیلم هایش دوست دارد

مارمولک را بهترین فیلمی میدونه که تا حالا دیده

اصلا اهل تلویزیون نیست و سریال های تلویزیونی را دنبال نمیکنه

به گفته خودش پدر و مادرش هیچ وقت نگذاشتند کمبودی را توی زندگی احساس کنه و هیچ وقت طعم فقر را نچشیده

پدر و مادرش و بعد هم بردیا را بهترین دوستان خودش میدونه

بودن در کنار بچه های کوچولو را دوست داره البته اگر برسام خواهرزاده کوچولوش باشه بیشتر لذت میبره

اولین دعاش در لحظه سال نو برای سلامتی خودش٬خانواده اش و بیمارانی که در بیمارستان بستری هستند

به فال و فالگیری اعتقاد نداره و همه این ها را سرگرمی میدونه

معمولا تولدهاش را خانوادگی میگیره و جشن عمومی برگزار نمیکنه

"به هرچی میخواستم رسیدم و از زندگیم رضایت کامل دارم"این حرف بارها در مصاحبه های او به چشم میخوره

ماشینش یک بنز سفید میباشد

در دوران مدرسه همیشه در درس ادبیات نمره بیست گرفته

مدیریت یک شرکت واردات و ساخت تجهیزات و لوازم اسکی با وی میباشد

در بچگی فکر میکرده که یه روزی حتما یک دندان پزشک میشه

به ایتالیا٬فرانسه٬انگلیس٬آلمان٬آمریکا و تقریبا تمامی کشورهای قاره اروپا سفر کرده است

به فریدون زندی علاقه دارد

در دوران کودکی عاشق اسباب بازی هایش بوده و هیچ گاه از آنها جدا نمیشده

عاشق شکلات است

بهترین هدیه تولدش را یک تابلوی نقاشی از صورتش که توسط یک هنرمند خردسال کشیده شده است میداند

مردم و هوادارانش را بسیار دوست دارد و به آنها احترام میگذارد

شهرتش را از لطف زیاد مردم نسبت به خودش میداند

در آن مدت یک سالی که در هیچ فیلمی بازی نکرد همه میگفتند ممنوع الفعالیت شده است ولی این مساله شایعه ای بی اساس بود

پسر کوچولوی ۹ ساله روشندل که در شیراز در طول مسابقه والیبال به زدن کیبورد پرداخته بود تاثیر زیادی روی او گذاشته و برای او طلب شفا از خداوند را خواستار است

فقط چهره اش نبود که کمک شایانی به او در صحنه سینما کرده بلکه استعداد ذاتی و خدادادی اش نیز در این زمینه تاثیر زیادی داشت

هیچ وقت وارد حاشیه نشده و همیشه به دور از این وادی میباشد

خاطرات بد خود را فقط مربوط به دیدار از خانه معلولین در رشت میدونه که از وضعیت و حرف های آنها بسیار متاثر شده است

بازی در سینما را به عنوان یک منبع درآمد نمیدونه

خواسته او همیشه از مردم اینه که با یک شاخه گل به دیدار کودکان بی سرپرست و به آسایشگاه ها سری بزنند

به تیم ملی فوتبال ایران بسیار علاقه مند است و حتی دوست داشت که بازیهای ایران در جام جهانی را از نزدیک ببینه

آلبوم غریبانه کویتی پور را دوست دارد و از علاقه مندان به صدای او میباشد

هیچ وقت دوست نداره برای زندگی کردن از ایران خارج بشه

معمولا تعطیلات آخر هفته به توچال و دیزین میره البته فقط زمستانها

وابستگی شدیدی به خانواده اش داره

هزینه موبایلش زمانی که در سفرهای خارجی باشه بسیار بیشتر از مواقع عادی میشه چون دایما با خانواده اش در تماسه

بدترین حادثه در طول عمرش را زلزله بم میدونه و هرگز اون را از یاد نمیبره

به کارتون سوپرمن در بچگی علاقه داشته

مدتی شایعه شده بود که استقلالیه شاید علت شایعه استقلالی بودنش به دوستی با فراز فاطمی برگرده

ماکارونی و قورمه سبزی را در بین غذاها ترجیح میده

چندی پیش برای مراسم چهارمین سالگرد تاسیس باشگاه هنرمندان دعوت شد و چند کلمه ای با مردم سخن گفت او مثل همیشه ساده و آرام در این جشن حضور پیدا کرد

پدرش در سالیان دور عضو تیم پاس بوده است به همین خاطر او یکی از طرفداران تیم پاس میباشد

به نگهداری از حیوانات علاقه ای ندارد

هیچ وقت تیم ملی فوتبال را تنها نگذاشته و همیشه حمایت خود را از این تیم اعلام نموده و بارها به دیدار اعضای تیم ملی رفته

رنگ سفید٬کرم٬مشکی را بیشتر از بقیه رنگ ها دوست دارد

بر خلاف اون چیزی که همه فکر میکنند اصلا مغرور نیست و خدش را نمیگیره

از بدلیجات اصلا استفاده نمیکنه

جلوی دوربین هرکسی برای عکس انداختن نمی ایسته

اصلا اهل مصاحبه نیست و خیلی کم پیش میاد رو در رو با روزنامه ای مصاحبه کنه ولی اهل روزنامه خوندن است

اغلب به نام رضا صدایش میزنند تا محمدرضا

زیاد برای خرید کردن بیرون نمیره و فقط از جاهای مشخص خرید میکنه

در رانندگی کردن تبحر و به ماشین bmwعلاقه زیادی داره

تا به حال در تلویزیون دیده نشده و فقط گاهی در تیزرهای فیلم های سینمایی اش

در هر فیلم در یک نقش جدید ظاهر میشه و سعی میکنه از کلیشه شدن دور باشه

تا به حال از کسی به عنوان الگوی خودش نام نبرده

عزیزترین فرد برای اون توی دنیا مادرشه و مادرش را خیلی دوست داره

اهل ریسک نیست و همه کارهاش را با فکر انجام میده

بی شک یکی از چهره های ماندگار سینما است و هرگز از یادها نخواهد رفت

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 15:17 |
گلزار
مادرش خانه دار و پدرش نیز مهندس مکانیک میباشد

در کنکور در سه رشته مترجمی زبان٬مهندسی معدن و مهندسی مکانیک قبول شد

از همزمانی تولدش و آغاز بهار بسیار خوشحال است و این اولین همزمانی را برای خدش خوش یمن میداند

بازی خودش را در فیلم های بوتیک و آتش بس بیشتر از بقیه فیلم هایش دوست دارد

مارمولک را بهترین فیلمی میدونه که تا حالا دیده

اصلا اهل تلویزیون نیست و سریال های تلویزیونی را دنبال نمیکنه

به گفته خودش پدر و مادرش هیچ وقت نگذاشتند کمبودی را توی زندگی احساس کنه و هیچ وقت طعم فقر را نچشیده

پدر و مادرش و بعد هم بردیا را بهترین دوستان خودش میدونه

بودن در کنار بچه های کوچولو را دوست داره البته اگر برسام خواهرزاده کوچولوش باشه بیشتر لذت میبره

اولین دعاش در لحظه سال نو برای سلامتی خودش٬خانواده اش و بیمارانی که در بیمارستان بستری هستند

به فال و فالگیری اعتقاد نداره و همه این ها را سرگرمی میدونه

معمولا تولدهاش را خانوادگی میگیره و جشن عمومی برگزار نمیکنه

"به هرچی میخواستم رسیدم و از زندگیم رضایت کامل دارم"این حرف بارها در مصاحبه های او به چشم میخوره

ماشینش یک بنز سفید میباشد

در دوران مدرسه همیشه در درس ادبیات نمره بیست گرفته

مدیریت یک شرکت واردات و ساخت تجهیزات و لوازم اسکی با وی میباشد

در بچگی فکر میکرده که یه روزی حتما یک دندان پزشک میشه

به ایتالیا٬فرانسه٬انگلیس٬آلمان٬آمریکا و تقریبا تمامی کشورهای قاره اروپا سفر کرده است

به فریدون زندی علاقه دارد

در دوران کودکی عاشق اسباب بازی هایش بوده و هیچ گاه از آنها جدا نمیشده

عاشق شکلات است

بهترین هدیه تولدش را یک تابلوی نقاشی از صورتش که توسط یک هنرمند خردسال کشیده شده است میداند

مردم و هوادارانش را بسیار دوست دارد و به آنها احترام میگذارد

شهرتش را از لطف زیاد مردم نسبت به خودش میداند

در آن مدت یک سالی که در هیچ فیلمی بازی نکرد همه میگفتند ممنوع الفعالیت شده است ولی این مساله شایعه ای بی اساس بود

پسر کوچولوی ۹ ساله روشندل که در شیراز در طول مسابقه والیبال به زدن کیبورد پرداخته بود تاثیر زیادی روی او گذاشته و برای او طلب شفا از خداوند را خواستار است

فقط چهره اش نبود که کمک شایانی به او در صحنه سینما کرده بلکه استعداد ذاتی و خدادادی اش نیز در این زمینه تاثیر زیادی داشت

هیچ وقت وارد حاشیه نشده و همیشه به دور از این وادی میباشد

خاطرات بد خود را فقط مربوط به دیدار از خانه معلولین در رشت میدونه که از وضعیت و حرف های آنها بسیار متاثر شده است

بازی در سینما را به عنوان یک منبع درآمد نمیدونه

خواسته او همیشه از مردم اینه که با یک شاخه گل به دیدار کودکان بی سرپرست و به آسایشگاه ها سری بزنند

به تیم ملی فوتبال ایران بسیار علاقه مند است و حتی دوست داشت که بازیهای ایران در جام جهانی را از نزدیک ببینه

آلبوم غریبانه کویتی پور را دوست دارد و از علاقه مندان به صدای او میباشد

هیچ وقت دوست نداره برای زندگی کردن از ایران خارج بشه

معمولا تعطیلات آخر هفته به توچال و دیزین میره البته فقط زمستانها

وابستگی شدیدی به خانواده اش داره

هزینه موبایلش زمانی که در سفرهای خارجی باشه بسیار بیشتر از مواقع عادی میشه چون دایما با خانواده اش در تماسه

بدترین حادثه در طول عمرش را زلزله بم میدونه و هرگز اون را از یاد نمیبره

به کارتون سوپرمن در بچگی علاقه داشته

مدتی شایعه شده بود که استقلالیه شاید علت شایعه استقلالی بودنش به دوستی با فراز فاطمی برگرده

ماکارونی و قورمه سبزی را در بین غذاها ترجیح میده

چندی پیش برای مراسم چهارمین سالگرد تاسیس باشگاه هنرمندان دعوت شد و چند کلمه ای با مردم سخن گفت او مثل همیشه ساده و آرام در این جشن حضور پیدا کرد

پدرش در سالیان دور عضو تیم پاس بوده است به همین خاطر او یکی از طرفداران تیم پاس میباشد

به نگهداری از حیوانات علاقه ای ندارد

هیچ وقت تیم ملی فوتبال را تنها نگذاشته و همیشه حمایت خود را از این تیم اعلام نموده و بارها به دیدار اعضای تیم ملی رفته

رنگ سفید٬کرم٬مشکی را بیشتر از بقیه رنگ ها دوست دارد

بر خلاف اون چیزی که همه فکر میکنند اصلا مغرور نیست و خدش را نمیگیره

از بدلیجات اصلا استفاده نمیکنه

جلوی دوربین هرکسی برای عکس انداختن نمی ایسته

اصلا اهل مصاحبه نیست و خیلی کم پیش میاد رو در رو با روزنامه ای مصاحبه کنه ولی اهل روزنامه خوندن است

اغلب به نام رضا صدایش میزنند تا محمدرضا

زیاد برای خرید کردن بیرون نمیره و فقط از جاهای مشخص خرید میکنه

در رانندگی کردن تبحر و به ماشین bmwعلاقه زیادی داره

تا به حال در تلویزیون دیده نشده و فقط گاهی در تیزرهای فیلم های سینمایی اش

در هر فیلم در یک نقش جدید ظاهر میشه و سعی میکنه از کلیشه شدن دور باشه

تا به حال از کسی به عنوان الگوی خودش نام نبرده

عزیزترین فرد برای اون توی دنیا مادرشه و مادرش را خیلی دوست داره

اهل ریسک نیست و همه کارهاش را با فکر انجام میده

بی شک یکی از چهره های ماندگار سینما است و هرگز از یادها نخواهد رفت

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 19:0 |
گلزار
مادرش خانه دار و پدرش نیز مهندس مکانیک میباشد

در کنکور در سه رشته مترجمی زبان٬مهندسی معدن و مهندسی مکانیک قبول شد

از همزمانی تولدش و آغاز بهار بسیار خوشحال است و این اولین همزمانی را برای خدش خوش یمن میداند

بازی خودش را در فیلم های بوتیک و آتش بس بیشتر از بقیه فیلم هایش دوست دارد

مارمولک را بهترین فیلمی میدونه که تا حالا دیده

اصلا اهل تلویزیون نیست و سریال های تلویزیونی را دنبال نمیکنه

به گفته خودش پدر و مادرش هیچ وقت نگذاشتند کمبودی را توی زندگی احساس کنه و هیچ وقت طعم فقر را نچشیده

پدر و مادرش و بعد هم بردیا را بهترین دوستان خودش میدونه

بودن در کنار بچه های کوچولو را دوست داره البته اگر برسام خواهرزاده کوچولوش باشه بیشتر لذت میبره

اولین دعاش در لحظه سال نو برای سلامتی خودش٬خانواده اش و بیمارانی که در بیمارستان بستری هستند

به فال و فالگیری اعتقاد نداره و همه این ها را سرگرمی میدونه

معمولا تولدهاش را خانوادگی میگیره و جشن عمومی برگزار نمیکنه

"به هرچی میخواستم رسیدم و از زندگیم رضایت کامل دارم"این حرف بارها در مصاحبه های او به چشم میخوره

ماشینش یک بنز سفید میباشد

در دوران مدرسه همیشه در درس ادبیات نمره بیست گرفته

مدیریت یک شرکت واردات و ساخت تجهیزات و لوازم اسکی با وی میباشد

در بچگی فکر میکرده که یه روزی حتما یک دندان پزشک میشه

به ایتالیا٬فرانسه٬انگلیس٬آلمان٬آمریکا و تقریبا تمامی کشورهای قاره اروپا سفر کرده است

به فریدون زندی علاقه دارد

در دوران کودکی عاشق اسباب بازی هایش بوده و هیچ گاه از آنها جدا نمیشده

عاشق شکلات است

بهترین هدیه تولدش را یک تابلوی نقاشی از صورتش که توسط یک هنرمند خردسال کشیده شده است میداند

مردم و هوادارانش را بسیار دوست دارد و به آنها احترام میگذارد

شهرتش را از لطف زیاد مردم نسبت به خودش میداند

در آن مدت یک سالی که در هیچ فیلمی بازی نکرد همه میگفتند ممنوع الفعالیت شده است ولی این مساله شایعه ای بی اساس بود

پسر کوچولوی ۹ ساله روشندل که در شیراز در طول مسابقه والیبال به زدن کیبورد پرداخته بود تاثیر زیادی روی او گذاشته و برای او طلب شفا از خداوند را خواستار است

فقط چهره اش نبود که کمک شایانی به او در صحنه سینما کرده بلکه استعداد ذاتی و خدادادی اش نیز در این زمینه تاثیر زیادی داشت

هیچ وقت وارد حاشیه نشده و همیشه به دور از این وادی میباشد

خاطرات بد خود را فقط مربوط به دیدار از خانه معلولین در رشت میدونه که از وضعیت و حرف های آنها بسیار متاثر شده است

بازی در سینما را به عنوان یک منبع درآمد نمیدونه

خواسته او همیشه از مردم اینه که با یک شاخه گل به دیدار کودکان بی سرپرست و به آسایشگاه ها سری بزنند

به تیم ملی فوتبال ایران بسیار علاقه مند است و حتی دوست داشت که بازیهای ایران در جام جهانی را از نزدیک ببینه

آلبوم غریبانه کویتی پور را دوست دارد و از علاقه مندان به صدای او میباشد

هیچ وقت دوست نداره برای زندگی کردن از ایران خارج بشه

معمولا تعطیلات آخر هفته به توچال و دیزین میره البته فقط زمستانها

وابستگی شدیدی به خانواده اش داره

هزینه موبایلش زمانی که در سفرهای خارجی باشه بسیار بیشتر از مواقع عادی میشه چون دایما با خانواده اش در تماسه

بدترین حادثه در طول عمرش را زلزله بم میدونه و هرگز اون را از یاد نمیبره

به کارتون سوپرمن در بچگی علاقه داشته

مدتی شایعه شده بود که استقلالیه شاید علت شایعه استقلالی بودنش به دوستی با فراز فاطمی برگرده

ماکارونی و قورمه سبزی را در بین غذاها ترجیح میده

چندی پیش برای مراسم چهارمین سالگرد تاسیس باشگاه هنرمندان دعوت شد و چند کلمه ای با مردم سخن گفت او مثل همیشه ساده و آرام در این جشن حضور پیدا کرد

پدرش در سالیان دور عضو تیم پاس بوده است به همین خاطر او یکی از طرفداران تیم پاس میباشد

به نگهداری از حیوانات علاقه ای ندارد

هیچ وقت تیم ملی فوتبال را تنها نگذاشته و همیشه حمایت خود را از این تیم اعلام نموده و بارها به دیدار اعضای تیم ملی رفته

رنگ سفید٬کرم٬مشکی را بیشتر از بقیه رنگ ها دوست دارد

بر خلاف اون چیزی که همه فکر میکنند اصلا مغرور نیست و خدش را نمیگیره

از بدلیجات اصلا استفاده نمیکنه

جلوی دوربین هرکسی برای عکس انداختن نمی ایسته

اصلا اهل مصاحبه نیست و خیلی کم پیش میاد رو در رو با روزنامه ای مصاحبه کنه ولی اهل روزنامه خوندن است

اغلب به نام رضا صدایش میزنند تا محمدرضا

زیاد برای خرید کردن بیرون نمیره و فقط از جاهای مشخص خرید میکنه

در رانندگی کردن تبحر و به ماشین bmwعلاقه زیادی داره

تا به حال در تلویزیون دیده نشده و فقط گاهی در تیزرهای فیلم های سینمایی اش

در هر فیلم در یک نقش جدید ظاهر میشه و سعی میکنه از کلیشه شدن دور باشه

تا به حال از کسی به عنوان الگوی خودش نام نبرده

عزیزترین فرد برای اون توی دنیا مادرشه و مادرش را خیلی دوست داره

اهل ریسک نیست و همه کارهاش را با فکر انجام میده

بی شک یکی از چهره های ماندگار سینما است و هرگز از یادها نخواهد رفت

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 18:59 |

نام اصلي: محمدرضا
نام خانوادگي اصلي: گلزار

سمت (در بخش هاي): بازیگران،

......................................

تاريخ تولد: 1354

محل تولد: تهران

مليت: ایران

......................................


مدرك تحصيلي: لیسانس مکانیک



بيوگرافي

قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم "سام و نرگس" بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای "زمانه"، "بالای شهر، پایین شهر" و "شام آخر" بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.
محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای "بوتیک" و "چشمان سیاه" بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم "13 گربه روی شیروانی" آغاز کرد.
شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم "بوتیک" نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که ...



بخشي از فيلم شناسي:

1385 تله ( سیروس الوند ) [بازیگر]

1384 آتش بس ( تهمینه میلانی ) [بازیگر]

1383 گل یخ ( کیومرث پوراحمد ) [بازیگر]

1382 کما ( آرش معیریان ) [بازیگر]

1382 زهر عسل ( ابراهیم شیبانی ) [بازیگر]

1381 چشمان سیاه ( ایرج قادری ) [بازیگر]

1381 زمانه ( حمیدرضا صلاحمند ) [بازیگر]

1381 بوتیک ( حمید نعمت الله ) [بازیگر]

1381 سیزده گربه روی شیروانی ( علی عبدالعلی زاده ) [بازیگر]

1380 بالای شهر پایین شهر ( اکبر خامین ) [بازیگر]

1380 شام آخر ( فریدون جیرانی ) [بازیگر]

1379 سام و نرگس ( ایرج قادری ) [بازیگر]



جوايز و انتخابها

>> کاندید لوح زرین انتخاب ویژه سال (بوتیک)

[ دوره 5 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1384 ]

.................................................................

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 18:58 |

نام گروه:BACKSTREET BOYS(BSB)
تاريخ تشكيل: 1993-فلوريدا امريكا.
نام گروه:BACKSTREET BOYS(BSB)
تاريخ تشكيل: 1993-فلوريدا امريكا.






اعضاء گروه: بیو گرافی گروه back street boys






1-NICHOLAS GENE CARTER
نام هنري:NICK CARTER
اسامي مستعار:NICKY-CHAOS-FRACK
تاريخ تولد: 28 ژانويه 1980-نيويورك.
قد: 183 سانتيمتر.
روابط مهم:PARIS HILTON---2004.
برادر:AaRON CARTER---خواننده.
موارد ديگر: وي آموزش غواصي نيز ديده است.






بیو گرافی گروه back street boys







2-ALEXANDER JAMES MCLEAN
نام هنري:AJ MCLEAN
اسامي مستعار:ALEX-MR.COOL-BONE
تاريخ تولد: 9 ژانويه 1978-فلوريدا امريكا.
موارد ديگر: وي در كـودكـــي مدل بوده است- وي به الكل
اعتياد مختصري داشته و از افسردگي نيز رنج ميبرد.







بیو گرافی گروه back street boys








3-BRIAN THOMAS LITTRELL
نام هنري:BRIAN LITTRELL
اسامي مستعار:BRI-B-B ROK
تاريخ تولد: 20 فبريه 1975-كنتاكي امريكا.
قد: 173 سانتي متر.
همسر:LEIGHANNE LITRELL----ازدواج: 2000.
پسر:BAYLEE---3 ساله.









بیو گرافی گروه back street boys









4-KEVIN SCOTT RICHARDSON
نام هنري:KEVIN RICHARDSON
اسامي مستعار:BOO-TRAIN
تاريخ تولد: 3 اكتبر 1971 كنتاكي امريكا.
قد: 185 سانتي متر.
همسر:KRISTIN RICHARDSON---ازدواج: 2000 .
موارد ديگر: وي مربي رقص نيز ميباشد.









بیو گرافی گروه back street boys







5-HOEARD DWAINE DOROUGH
نام هنري:HOWIE DOROUGH
اسامي مستعار:SWEET D-HOWIE D
تاريخ تولد: 22 آگوست 1973-فلوريدا امريكا.
قد:168 سانتي متر






جوايز دريافتي:
WORLD MUSIC AWARDS-BILLBOARDS AWARDS




آلبومها:


1996/1997 Backstreet Boys:





1999 Millennium:






بیو گرافی گروه back street boys





2000 :Black & Blue







بیو گرافی گروه back street boys







2001 The Hits: Chapter One:








بیو گرافی گروه back street boys







2005 Never Gone:








بیو گرافی گروه back street boys








شمار آلبومهاي بفروش رفته: 75 ميليون.









اعضاء گروه: بیو گرافی گروه back street boys






1-NICHOLAS GENE CARTER
نام هنري:NICK CARTER
اسامي مستعار:NICKY-CHAOS-FRACK
تاريخ تولد: 28 ژانويه 1980-نيويورك.
قد: 183 سانتيمتر.
روابط مهم:PARIS HILTON---2004.
برادر:AaRON CARTER---خواننده.
موارد ديگر: وي آموزش غواصي نيز ديده است.






بیو گرافی گروه back street boys







2-ALEXANDER JAMES MCLEAN
نام هنري:AJ MCLEAN
اسامي مستعار:ALEX-MR.COOL-BONE
تاريخ تولد: 9 ژانويه 1978-فلوريدا امريكا.
موارد ديگر: وي در كـودكـــي مدل بوده است- وي به الكل
اعتياد مختصري داشته و از افسردگي نيز رنج ميبرد.







بیو گرافی گروه back street boys








3-BRIAN THOMAS LITTRELL
نام هنري:BRIAN LITTRELL
اسامي مستعار:BRI-B-B ROK
تاريخ تولد: 20 فبريه 1975-كنتاكي امريكا.
قد: 173 سانتي متر.
همسر:LEIGHANNE LITRELL----ازدواج: 2000.
پسر:BAYLEE---3 ساله.









بیو گرافی گروه back street boys









4-KEVIN SCOTT RICHARDSON
نام هنري:KEVIN RICHARDSON
اسامي مستعار:BOO-TRAIN
تاريخ تولد: 3 اكتبر 1971 كنتاكي امريكا.
قد: 185 سانتي متر.
همسر:KRISTIN RICHARDSON---ازدواج: 2000 .
موارد ديگر: وي مربي رقص نيز ميباشد.









بیو گرافی گروه back street boys







5-HOEARD DWAINE DOROUGH
نام هنري:HOWIE DOROUGH
اسامي مستعار:SWEET D-HOWIE D
تاريخ تولد: 22 آگوست 1973-فلوريدا امريكا.
قد:168 سانتي متر






جوايز دريافتي:
WORLD MUSIC AWARDS-BILLBOARDS AWARDS




آلبومها:


1996/1997 Backstreet Boys:





1999 Millennium:






بیو گرافی گروه back street boys





2000 :Black & Blue







بیو گرافی گروه back street boys







2001 The Hits: Chapter One:








بیو گرافی گروه back street boys







2005 Never Gone:








بیو گرافی گروه back street boys








شمار آلبومهاي بفروش رفته: 75 ميليون.


+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 18:19 |



هنرپيشه مرحوم سينما ؟
الف) رضا ژيان
ب) رضا ماکسيما
ک) رضا فولکس
ش) رضا خاور

هنرپيشه مرحوم فيلم “ممل آمريکايي” ؟
الف) نعمت الله گرجي
ب) نعمت الله ساقه طلايي
ک) نعمت الله شيرين عسل
ش) نعمت الله مينو

هنرپيشه زن معروف سينما ؟
الف) هديه تهراني
ب) کادوي تهراني
ک) چشم روشني تهراني
ش) قابل نداره تهراني

بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟
الف) پارسا پيروزفر
ب) فارسا فيروزپر
ک) پارسا پيروزپر
ش) فارسا فيروزفر

يکي از آهنگ هاي منصور ؟
الف) ديوونه
ب) … خل
ک) منگل
ش) عجوج مجوج!

خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند ؟
الف) پاپ
ب) اسقف
ک) راهبه
ش) موبد

تست های ورزشی!!!

کشتي گير گردن کلفت ايران ؟
الف) عباس جديدي
ب) عباس قديمي
ک) عباس نيو
ش) عباس آپ تو ديت

تيم فوتبال آباداني ؟
الف) نفت آبادان
ب) بنزين آبادان
ک) گازوئيل آبادان
ش) روغن آبادان

باشگاه انگليسي ؟
الف) ميدلزبرو
ب) ميدلزبيا
ک) ميدلزبودي حالا
ش) ميدلزپاشو برو گمشو

بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟
الف) حسن صالح حميدزيچ
ب) حميد صالح حسنزيچ
ک) حسن حميد صالحزيچ
ش) بابا چند نفر به يه نفر ؟؟؟

دروازه بان انگليس در جام جهاني ١٩٩٨ فرانسه ؟
الف) ديويد سيمن
ب) ديويد سيمثقال
ک) ديويد سيگرم
ش) ديويد سيتن

مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟
الف) اندي کول
ب) اندي سرشانه
ک) اندي پشت بازو
ش) اندي مرسي هيکل

مهاجم تيم ملي هلند و آرسنال ؟
الف) دنيس برگکمپ
ب) دنيس اروين
ک) دنيس وايز
ش) دنيس تريکو

تست های علمی تفريحی !!!

مساحت دايره چقدر است ؟
الف) ٢ متر
ب) ٥/٢ متر
ک) بيشتره
ش) صبر کن بپرسم

سرعت نور چقدر است ؟
الف) خوب است
ب) بد نيست
ک) شما چطوري ؟
ش) چه خبر ؟

در بيت زير چه صنعتي به کار رفته است ؟
“بي وفايي ، بي وفايي ، دل من از غصه داغون شده”
الف) ايهام
ب) صنعت نفت
ک) صنعت پتروشيمي
ش) صنعت آبکش سازي

شاعر قرن ده دوازده؟
الف) هاتف اصفهاني
ب) ابي اصفهاني
ک) اندي اصفهاني
ش) سياوش قميشي اصفهاني

فعل “خوردن” را صرف کنيد ؟
الف) چشم
ب) صرف شده
ک) ميل ندارم
ش) نوش جان

يکي از وسايل مربوط به فيزيک که در عينک ، تلسکوپ و ميکروسکوپ به کار ميرود ؟
الف) عدسي
ب) کاچي
ک) فرني
ش) لوبيا با دوغ

دانشمندي که بين بار الکتريکي و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه اي نوشت ؟
الف) تامسون
ب) واشنگتني
ک) بمي
ش) شهسواري

شاخه اي از علم فيزيک ؟
الف) مکانيک
ب) باطري ساز
ک) بوسترساز
ش) کمک فنرساز

نويسنده “منطق الطير” کدام شاعر است ؟
الف) عطار نيشابوري
ب) نجار نيشابوري
ک) سمسار نيشابوري
ش) کوپن فروش نيشابوري

يکي از اشکال ماده ؟
الف) گاز
ب) يخچال
ک) بخاري
ش) ماشين ظرف شويي

نام ديگر اسيد فرميک ؟
الف) جوهر مورچه
ب) جوهر مورچه خوار
ک) جوهر پلنگ صورتي
ش) جوهر سرندي پيتي

نام گاز سرد کننده يخچال هاي قديمي ؟
الف) فرعون (فرئون)
ب) نمرود
ک) ابرهه
ش) خسرو پرويز

نام ديگر گازهاي بي اثر مثل هليم ، نئون و … ؟
الف) گازهاي نجيب
ب) گازهاي سر به زير
ک) گازهاي باوقار
ش) کلا بچه هاي خوبي هستن

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 18:17 |
 عکس های متحرک از یانگوم حتما ببینین
+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 18:12 |
 در 30 خرداد ماه 1386 به بينندگان تيز بين شبكه 5 رسانه ملي سلام عرض ميكنم.اين آخرين برنامه شب شيشه اي است .ميهمان امشب برنامه ما بازيگر دوست داشتني و خوش چهره سينماي ايران است. نوازنده حرفه اي موسيقي، فارغ التحصيل رشته مهندسي مكانيك سيالات، رتبه 5 دانشگاه آزاد در سال 1373 ، پول ساز ترين بازيگر سينماي ايران ،محمد رضا گلزار سلام شب بخير به برنامه ما خوش آمديد.  عرض ادب و سلام دارم خدمت شما و مردم عزيزم. سوال نظر سنجي - در كداميك از اثرات زير محمد رضا گلزار موفق تر بوده است؟ 1- شام آخر 2- بوتيك 3- گل يخ 4- آتش بس - محمد رضا اهل انتقاد هستي يا كه نه ازت انتقاد نكنم ؟  بله لطفاً اين كار را بكنيد. - بسياري از كارشناسان ميگويند كه محمد رضا گلزار فقط به خاطر قيافه قشنگش چهره و ظاهرش و با تكيه به چشمهاي سبزش ستاره سينما شده و غير از اين چيز ديگري نبوده است.  اين چه سوالي است آقاي رشيد پور شما مگر از روحيه هنرمندان خبر نداريد قبلاً هم گفته بودم كه اگر بخواهيد از اين سوالات بكنيد از اينجا ميروم.(از سر جا یشان بلند شدند )ترسيدين؟...... - با خودم گفتم چرا حالا یکدفعه بلند شد. - بايد از هنرمندان انتقاد كرد يا نه ؟  من احساس ميكنم كه اگر در انتقاد غرض ورزي نباشد هيچ اشكالي ندارد . - اينكه شما با ظاهر زيبا در سينما موفق شده ايد را ميپذيريد؟  بخاطر چهره يا فيزيك خاص وارد سينما شدن از نظر شما اشكالي دارد. - نظر شخصي من نه.  اينكه وارد سينما بشوي اشكالي ندارد شرط اصلي ماندگاري است من اميدوارم كه در اين عرصه كه تازه وارد آن شده ام بتوانم ماندگار بشوم . - الان به دو تا نكته اشاره كرديد يكي اينكه راه درازي دارم يكي اينكه مي خواهم ماندگار بشوم كسي كه نگاهش به سينما اين بوده حتي فيلم اولش هم چنگي به دل نمي زند اگر نگاه شما اين بوده فيلم اولت فيلم غير مترقبه اي نيست فيلمي نيست كه بشود روي آن حساب كرد .  فيم اول براي من كه هيچ اطلاعاتي در مورد سينما نداشتم در بدو ورود. من خيلي اتفاقي وارد اين عرصه شدم توسط آقاي قادري و اينكه وقتي كه وارد شدم سعي كردم بر دانش و تجربه سينمائي ام اضافه بكنم كما اينكه من حرف شما را نمي پذيرم كار سام و نرگس را من به عنوان كار اول دوست ميدارم در آن زمان من هيچ پيش زمينه ذهني نسبت به سينما نداشتم اگر كارنامه سينمايي من را تماشاكنيد يك روند روبه رشدي در آن خواهيد ديد باز هم بايد تلاش بكنم با اين حال ميدانم كه ضعفهايي هم در كار من بوده و هست جبران ميكنم. - اگر اين روند رو به رشد شما را بپذيريم محمد رضا گلزار در همين اواخر هم اشتباهات كمي را مرتكب نمي شود فيلمهايي از شما روي پرده ميبينيم كه ميگوييم كه محممد رضا كه ميگفت من مي خواهم روند رو به رشد داشته باشم پس چه شد ؟  ببینید فيلمي را كه قرار است بازي بكني از ابتدا نمي داني كه چه اتفاقي قرار است در آن بيافتد نام كارگردان حرفه اي و فيلمنامه پتانسيل خوبي دارد کستینگ خوب ، همه نشان می دهند كه در آن باید اتفاق خوبي بيافتد و هيچ اطلاعي نسبت به نتيجه كار نداري و شرايط سينماي ما را نيز كه ميدانيد اگر فيلمي ضعيف از آب در آمده است دلايلش اينها بوده است. - يعني بيشتر به اسمها نگاه كردي و فيلمنامه را ديد ی كه پختگي دارد .  معمولاً اكثر كارگردانها قبل از شروع فيلمبرداري می گویند ما باهات همكاري ميكنيم فيلم نامه جاي عوض شدن دارد نظرات شما حتماً ديده خواهد شد ولي اين اتفاق گاهي اوقات نمي افتد . ولي در بعضي فيلمها اين اتفاق مي افتد مثلاً كار آقاي نعمت الله . - من احساس مي كنم كه محمد رضا گلزار در فيلم آقاي نعمت الله كه اولين فيلمش هم است چقدر بازي خوبي از خودش به جا ميگذارد كانديداي دريافت جايزه از يك جشنواره معتبر سينمايي ميشود چطور است كه با يك كارگردان نا شناس مي تواند بازي خوبي را از خودش به نمايش بگذارد ولي با يك كارگردان معتبر در اين اواخر خير؟  اين را كه ميگوييد من ياد يك جمله اي مي افتم از جيمز دينك كه هميشه در ذهن من است ايشان گفته اند كه اگر بازيگري صحنه اي را آن طور كه كارگردان ميخواهد اجرا بكند، اين كار خاصي نيست. يعني هر آدمي با يكسري خصوصيات فيزيكي مي تواند آن كار را انجام بدهد بهتر اينكه بازيگر مسير را از كارگردان بگيرد طبق آن مسير شرايطي كه خودش ميخواهد را ايجاد بكند تابع دستورات بودن كار خاصي نيست . - يعني كارگردان بايد به بازيگر اعتماد بكند و فقط مسير را به آن نشان بدهد؟  براي من در آتش بس اتفاق افتاد خانم ميلاني اعتماد كردند كار آقاي نعمت الله كار حسين لطيفي عزيز در توفيق اجباري كه حتماً نتيجه اش را خواهيد ديد ؛ اين اعتقاد من است . - حالا که از محمد حسين لطيفي اسم بردی من لازم می دونم که به این نکته اشاره کنم که محمد حسین لطیفی آدم بسيار شجاعي است كه قبول كرد اولين مهمان شب شيشه اي باشد بعضي مواقع نوار گفتگوي آقاي لطيفي را ميبينم كه با شهامت و جرأت به سوالها جواب دادند خدمتشان عرض ادب ميكنم و ميگويم كه قدر اين شجاعتشان را ميدانم .محمد رضا بوتيك يا آتش بس و كارهاي خوبي كه از تو در فيلم هاي مختلف ديده ايم در جشنواره فجر ديده نشد توجهي نشد به اين بازيهاي خوب ، من مي خواهم بدانم كه واقعاً بازي خوبي نيست ، يا توجه نشده . تحليل خودت چيست؟واضح تر اينكه چرا گلزار اصلاً در جشنواره فجر مطرح نبوده است ؟  من احساس ميكنم كه امر داوري امري سليقه اي و نسبي است شايد هيئت داوران، نه انتخاب .براي اينكه هيئت انتخاب جشنواره 22فيلم بوتيك را لايق حضور در بخش مسابقه نديدند گفتند پيام آموزنده و ارزش هنري ندارد حالا شايد خيلي عجولانه تصميم گرفتند هيئت انتخاب براي فيلم بوتيك بهتر بود كه ميرفت و فیلم را تحت ذره بين قرار ميگرفت الان بازيگران فيلم بوتيك را كه ببينيد. من احساس ميكنم كه غير از خود من ، بازي مثلاً آقاي رويگري ، خانم چهره آزاد، خانم گلشيفته فراهاني و آقاي حامد بهداد و فيلمبرداري آقاي كلاري نرفت در بخش مسابقه. فكر كنم كه كمي كم لطفي شد نسبت به بوتيك در حالي كه بعد از اكرانش مورداستقبال خيلي از منتقدين واقع شد حتي بهترين جايزه فيلم اول و دوم را به آقاي نعمت الله دادند براي بخش ميهمان . - من ميگويم كه استقبال تما شاگر از يك فيلم مثلاً آتش بس كه فيلم بسيار پر فروشي هم است، دليل بر پر محتوا بودن يا كم محتوا بودن فيلم است يا خير؟مردم مي آيند يك فيلمي را ميليوني استقبال ميكنند نظر شما چيست؟  فيلمي كه با استقبال عمومي مواجه مي شود يا فيلم شيكي است به نام آتش بس يا ....در مورد آتش بس هم اين صحبت شده كه پيام آموزنده ندارد يعني آقاي پسياني ديگر با چه زباني بايد حدود 25 دقيقه از فيلم را د رمورد كودك درون تدريس ميكرد شما اين داستان كودك درون را مي توانيد در كتابهاي مختلف مثل كتاب آقاي ادوارد براون ببينيد.خود خانم لوچيا كا پاتيونه كه كتاب كودك درون را نوشته ايشان در آمريكا يك سمينارهايي را برگذار ميكنند كه عده زیادی فيلم آتش بس را ميبينند و راجع به آن بحث ميكنند و در سايتشان هم من آدرس سايت را در اختيارتان ميگذارم اگر مردم خواستند بعدش مراجعه بكنند و ببينند در مورد اين فيلم در اين سايت صحبت شده است چگونه پيام آموزنده ندارد؟ - من فکر می کنم وقتي مردم از اثري استقبال ميكنند به احترام مردم ما هم احترام بگذاريم حتما ً يك چيزي هست كه مردم به سينماها ميروند و نگاه ميكنند .  شايد اين اتفاق قبلاً نبوده شايد ژانر فيلمهاي كودك و نوجوان و كمدي قديم بيشتر پرفروش بوده است ولي براي آتش بس محيا نشد كه در بخش مسابقه وارد بشود. - چقدر خوب است كه بين فيلم پر فروش و پر محتوا خط كشي نكنيم مردم ما حتما ً از فيلمي استقبال ميكنند كه محتوايي دارد و جذب ميكند به يك سمتي برويم كه با ارائه يك محتواي خوب تماشاگر زيادي را به سينما بكشانيم و به سينما كمك بكنيم.خانم ميلاني ميگفتند كه محمد رضا وقتي كه آن سكانسي كه در مورد كودك درون داشتيم فيلمبرداري ميكرديم گريه كرد و ما تصوير برداري مان را انجام داديم 3تا 4 ساعت نشسته بود داشت گريه ميكردو به شما گفتند خوب اگر جنبه فيلم اينطوري را نداري خوب بازي نكن . - می خوای از پشت صحنه این فیلم بخشهایی رو ببینیم.بعد شما صحبت کنید. پخش پشت صحنه فیلم  در مورد آن سكانس باید بگویم که سكانس خيلي سختي بود براي اينكه زماني در يك فيلمي قرار است كه يك عزيزي را از دست بدهي يك اتفاق بدي برايت مي افتد شرايط برايت محيا است حس گرفته اي در طول فيلم ميري و براي آن شرايط گريه ميكني زماني هست كه به شما ميگويند بيا براي كودك درونت گريه كن كودك دروني كه من تا قبل از فيلم آتش بس نمي دانستم كه چه هست . بچه گانه گريه کردن خيلي كار سختي بود براي من.گريه من نزديك 4 ساعت طول كشيد و ديگر بند نمي آمد حالا من نمي دانم كه كودك درونم كمك كرد كه اين اتفاق بيافتد خانم ميلاني برايشان اينقدر جالب بود كه ميگفتند خوب رضا بشين آن گوشه گريه كن و ادامه صحنه را بگيريم . - 3 تا فيلم خوب كه پس از انقلاب در سينما ايران ساخته شده است كدام فيلمها بوده است از نظر خودت؟  هامون را خيلي دوست دارم كارآقاي مهر جويي سگ كشي كار استاد بيضايي و آتش بس . - شما بازيگر پولسازي براي سينماي ايران بودي من يك آماري را مي خواندم كه 6 ميليارد تومان در طي دو سال فروش كرده است فيلمهايي كه شما بازي كرده ايد. اولاً مي خواهم ببينم كه این مساله چقدر خود اين آدم را مغرور كرده چقدر از خودش بيخود شده است و چقدر در دست مزدهايش تغيير ايجاد كرده است ؟  اينكه فيلمهاي من پر مخاطب بوده اول لطف خدا است و بعد لطف مردم كه هميشه شامل حال من بوده است آقاي رشيد پور اقتصاد سينماي ما خيلي بيما راست من اگر بتوانم براي اين اقتصاد بيماركاري انجام بدهم خوشحالم . - يكي از كارگردانهايي كه در برنامه ما شركت كرده بودند ميگفتند كه اصلاً 1ميليارد تومان براي سينماي ما فروش چشمگيري نيست .  درسته براي اينكه قياس كنيد فروش 1ميليارد تومان را با فروش اقصي نقاط دنيا مي فهميد كه اين فروشي نيست . - همين نياز سينما باعث نمي شود كه ما بيشتر به طرف سينماي گيشه برويم ؟  خوب الان که خيلي استقبال نمي شود از سينماي گيشه. - اين جان مايه حرف خودت است كه مخاطب هم محتوا را هم جذابيت را بايد در كنار هم ببيند . - در مجلات و روزنامه ها در مورد دست مزد بازيگرها مي خوانيم مواقعي دست مزد هاي نجومي هم گفته ميشود ولي وقتي رجوع مي كنيد به دست مزد يك كارگردان شايد يك دوم يا يك سوم دست مزد بازيگري است كه در آن فيلم بازي كرده است فكر نمي كنيد اين ظلم بسيار بزرگي است به كارگرداني كه روح او در فيلم جريان پيدا ميكند دست مزدش نصف بازيگرانش است.  متأسفانه اين معضل است كه گاهي دست مزد بازيگرها بيشتر از كارگردانها است در همه جاي دنيا همين است ولي من احساس ميكنم كه به آدمهاي شاخص سينمايي و پيشكسوتان بيشتر بايد اهميت بدهيم يعني بايد آقاي فريدون گله با آن همه گوشه نشيني با آن شرايط به خاك سپرده بشود يا مثلاً آقاي نوذري .آقاي بابك بيات با آن شرايط واقعاً ناراحت كننده بود. - شما به عيادت آقاي بيات در روزهاي آخر رفتيد منظور شما بيشتر اينگونه حمايت معنوی است يا حمايتهاي مادي و از اين گونه؟  به هر دو احتياج دارند يعني هم از لحاظ مالي كه قطعاً تأمين نيستند سينماي ما بسيار سينماي فقيري است وهم از لحاظ معنوي كه ابداً رسيدگي نخواهد شد.من پيشكسوتاني را ميشناسم كه سالها است كه به آنها پيشنهاد كاري نمي شود . - شنيده ام فيلمنامه هم نوشته اي؟  يك طرح فيلمنامه من دارم به نام نیش و بش(؟) كه ثبتش هم كرده ام يك كار طنز موقعيت است . - اگر زماني قرار باشد كه كارگردان باشي حاضر هستي در فيلمت بجاي ستاره ها از پيشكسوتان استفاده بكنيد؟  چرا كه نه اگر به آن نقشها بخورند. الان اكثر فيلمنامه هايي كه هست جوان گرا است . - در جايي از اين برنامه بجايي رسيديم كه چقدر خوب است كه بازيگراني كه پر درآمد هستند و سوپر استار هستند در كارهاي عام المنفعه شركت بكنند كسي كه بليط مي خرد و به سينما مي آيد و به چهره شدن آن شخص كمك ميكند متقابلاً آن بازيگر هم يک عكس العملي در مورد جامعه اش داشته باشد تا به حال به اين قضيه فكر كردي و تا به حال كاري از دستت برآمده كه انجام بدهي ؟  خيلي دوست ندارم كه در مورد اين مسئله صحبت بكنم چيزي كه همه ميدانند اين است كه تيم واليبالي من دارم واليبال هنرمندان كه من سمت كاپيتاني را دارم نزديك 4 سال است كه تأسيس شده است كه ما هر سال 12 بازي در 12 شهر مختلف انجام ميدهيم كه عوايدش براي امور خيريه صرف مي شود براي سازمان بهزيستي، انتقال خون، كودكان بي سر پرست، معلولين ذهني و جسمي و كارهايي كه از دستمان بر بيايد يا اگر شخص خاصي مد نظر باشد از ورزشكاران و بازيگران كه بضاعت مالي خوبي ندارند ما این کار را انجام می دهیم . - راستی پدر شما بسكتبال بازي ميكنند ؟  پدر من رشته اصلي اش دو ميداني بوده است . - شما چند تا برادر خواهريد ؟  مگه دیشب نگفتید که وارد حریم خصوصی نشید؟ - اون در مورد خودم بود  اين را جواب ميدهم ولي ديگر نپرسين ما 4 تا هستيم 3 تا پسر هستیم و یک خواهر. من، يك خواهر و يك برادر بزرگتر دارم دو تا بزرگا ازدواج كرده اند من و كوچيكه در خدمت شما هستيم . - هيچكدام از آنها در كار هنري نيستند ؟  خير - بيشتر در خانواده تو را تشويق ميكنند يا انتقاد ؟  در انتها جواب ميدهم. - بحث هاي خانوادگي و بحثهاي جذابي كه در مورد هنرمندان وجود دارد خيلي وقتها براي نشريات مختلف جذاب است من چند بار در برنامه گفتم كه اين يك نياز سطحي است كه در مخاطب وجود دارد و بايد به آن پاسخ داد ولي بعضي وقتها احساس ميكنم كه بازيگرها حضور پر رنگتري دارند دچار يكسري حاشيه ها مي شوند يكسري شايعاتي در مورد آنها در مجلات چاپ مي شود و گاهي وقتها مي تواند در روي ذهن مردم تأثير منفي بگذارد چون مي دانم كه تو هم درگير اين حواشي بودي مي خواهم از تو بپرسم كه اصلاً نظر شما نسبت به شايعاتي كه اطرافتان وجود دارد و چيزهايي كه در مجلات و روزنامه ها چاپ مي شود چيست؟  در مورد نشريات زرد به هر حال حاشيه سازي گريبانگير همه بازيگران است من احساس ميكنم كه اگر وارد حريم خصوصي افراد نشوند ودر چهار چوب قانون باشد اشكالي ندارد گاهي اوقات است كه با زندگي افراد بازي ميكنند آدم نبايد به هر ترتيبي برود و پول در بياورد . - من ميگويم به قيمت زير سوال بردن آدمها براي خودمان در آمد زايي نكنيم البته من در برنامه ديشب گفتم كه 99% اهالي مطبوعات آن ورق را حيثيت خودشان ميدانند و من دست همه آنها را مي بوسم اگر در صدي وجود دارد از آنها گلايه ميكنيم.مي گويم شايد يكي از دلايلي كه اين شايعات و اتفاقات بوجود مي آيد كم صحبت كردن است يعني وقتي درد و دلهايمان را نمي گوييم در تريبونهاي رسمي اين شايعات هم بوجود مي آيد خودت از آدمهايي هستي كه خيلي كم حرف مي زني شايد به همين دليل اتفاقات و شايعات مختلف رخ مي دهد.  من خيلي اهل مصاحبه نيستم آقاي رشيد پور احساس مي كنم كه مصاحبه هاي مختلف و شعار دادن باعث مي شود كه بازيگر وارد حاشيه بشود به همين دليل در طول اين 7 يا 8 سال نزديك 10 مصاحبه واقعي و رسمي دارم. - نمي ترسيد كه اين كم صحبت كردن به اين حواشي دامن بزند؟  به هر حال چه صحبت بكني و چه نكني سر خود اين نشريات زرد تصميم ميگيرند و مي نويسند مردم بايد تشخيص بدهند كه كدام صحت دارد و كدام نادرست است . - يك قطعه فيلم براي شما پخش ميكنيم حستان را بفرماييد. پخش بخشهایی از مسابقات جهانی وزنه برداری وبلند کردن وزنه توسط حسین رضا زاده  من فكر ميكنم كه هيچ ايراني نيست كه اين صحنه را ببيند و مو برتنش سيخ نشود به نظر من هركس در هر جاي دنيا كه بتواند نام ايران و ايراني را بزرگ و با شكوه بكند باعث افتخارمان است من از صميم قلب آرزو مي كنم كه همه ما ايرانيان بتوانيم نام ايران و ايراني را بلند آوازه بكنيم .در ضمن به اعتقاد ات آقاي رضا زاده اشاره ميكنم كه مطمئناً در موفقيت هايشان به ايشان كمك مي كند . - اعتقادات به موفقيت شما هم كمك كرده است؟  اعتقاد قلبي من .ببینیدآن بالا يك چيز عجيب غريبي است جايي خواندم كه آنچه كه خداوند به انسان داده است يك موهبت الهي است و انسان هيچ استحقاقي در گرفتن آن نداشته است خدا خواسته كه هرچيزي را به انسان بدهد مورد دوم اين است كه آن چيزي را كه به افراد داده مي شود اگر به يكسري آدمهاي ديگر اگر داده ميشد شايد به آن صورت كه بقيه استفاده ميكنند نتوانند استفاده بكنند .پس خدا مي داند كه كي را كجا قرار بدهد و مورد آخر اين است كه هركسي هرچقدر كه به آن داده ميشود به همان اندازه هم بايد جوابگو باشد يعني خدا به كسي هرچقدر محبت بكند بايد به همان اندازه جوابگو باشد . - شما اهل مطالعه كتابهاي مذهبي هستيد؟  براي شما عجيب است ؟ - نه عجيب نيست.  من معارف اسلامي تدريس ميكردم آقاي رشيد پور،قبل از اينكه وارد سينما بشوم زماني كه كار موسيقي ميكردم آموزشگاه درس ميدادم .اينجا بگويم كه تنها آقاي رضازاده براي كشور ما كسب افتخار نكرده اند کسانی زیادی هستند مثل آقاي علي دايي ،علي كريمي، هادي ساعي و عزيزان المپيادي كه به آنطرف مي روند. - موسيقي را كلاً رها كردي منو رها كن از اين فكر موسيقي ؟  براي من خيلي ديگر فرصت نيست براي تمرين موسيقي. ما از صبح تا شب نزديك 13 تا 14 ساعت را جلوي دوربين به سر ميبريم . الان هم 3،2 تا پروژه است كه من دارم پشت سرهم كار ميكنم براي همين به گيتار ديگر نمي رسم.ولي ساز پركاشن درام را پيگيري كرده ام . - کجا تمرین میکنی با اون صدای زیادی که داره  به هر صورت هدفن ....../ - چند تا اسم مي خوانم نظرتان را بفرماييد. 1- رضا عطاران:خوش طبع و با مزه 2- محمد رضا فروتن:ايشان نازنيني است كه قلباً بسيار دوستشان دارم و يك سبك خاصي را آورده اند در سينما بسيار بسيار دوست داشتني من كارهاي شب يلدا ، زير پوست شهر و قرمزشان را خيلي دوست دارم . 3- امين حيايي:آقاي حيايي كه ما بعد از كما صميمیتي را با هم داريم بسيار بازيگر مستعد و دوست داشتني هستند. 4- پوريا پور سرخ:عزيزی كه فكر مي كنم تا سوپر استار شدن فاصله زيادي ندارند . 5- استاد عزت الله انتظامي :عاشقانه ايشان را دوست دارم الگوي بسيار خوبي هستند براي بازيگرها . 6- استاد جمشيد مشايخي:ايشان را از همين جا پيشاني شان را ماچ مي كنم . 7- پرويز پرستويي:من احساس ميكنم كه هر پلان بازي ايشان يك آموزش بازيگري است. 8- ايرج قادري :من از همين جا سلام ميكنم خدمتشان .ورود من به سينما از طريق ايشان بود من خيلي چيزها از ايشان ياد گرفتم و هميشه هم از ايشان قدر داني كرده ام. جالب است كه تو فرصتهاي خوبي داشتي كه در فيلمهاي مختلف بازي بكني مثل مهمان مامان و سربازهاي جمعه كه اين اتفاق به دلايلي نايفتاد اي كاش مي افتاد و به پرونده كاري تو اعتبار بيشتري هم ميداد.  در مورد مهمان مامان من در تمامي تمرينات حضور داشتم و در خدمت استاد مهرجويي بودم من حتي آن ابزار گرو شكني لباسها هم آماده بود و تمام دور خواني ها هم من بودم ولي متأسفانه هم زمان شد با كما من در كما بايد ريشم را ميزدم ولي در مهمان مامان بايد با ريش ظاهر مي شدم و لي اين قسمت من نشد قسمت آقاي پيروز فر شد.در مورد كار آقاي كيميايي هم من در آن زمان تحت قرار داد با يك شركت تبليغاتي بودم و موهايم بلند بود . و راه هموار نشد. - آن نكته كليدي چه بود.؟  من هرچه در زندگي ام دارم از پدر و مادر نازنينم دارم و می دونم که الان دارند برنامه رو می بینند دستشان را مي بوسم. - خوب بریم سراغ نظر سنجی که آمار قابل توجهی هم بدست اومده -412173نفر در نظر سنجي شركت كرده اند. 1. 12% گفتند شام آخر. 2. 12% گفتند بوتيك 3. 6% در صد گفتند گل يخ 4. 69% گفتند آتش بس. - يك عدد از 1 تا 412173 بفرماييد ميكنم.  4 - 0912348.دو رقم آخر. 16 ممنونم از شما. برنده يك سكه تمام بها رآزادي. - می تونی خدا حافظی کنی - خدا نگهدار وممنونم از شما - من از همه دست اندكاران شب شيشه اي كه براي اين برنامه زحمت كشيده اند و اسم نمی برم تشكر ميكنم. از همراهی شما بینندگان محترم نیز تشکر می کنم. - منو رها كن از اين فكر تنهايي برای آخرین بار وخدانگهدار.  
+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 12:56 |
برنامه شب شیشه ای با حضور بهرام رادان به همراه فایل صوتی این برنامه

     دانلود فایل تصویری

قسمت اول     رپیدشیر     مگاآپلود     سنداسپیس      لینک مستقیم

قسمت دوم     رپیدشیر     مگاآپلود     سنداسپیس      لینک مستقیم

دانلود فایل صوتی

MP3  128

رپیدشیر     مگاآپلود     لینک مستقیم

WMA  64

دانلود

WMA  32

دانلود

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت 19:55 |
مادرش خانه دار و پدرش نیز مهندس مکانیک میباشد

در کنکور در سه رشته مترجمی زبان٬مهندسی معدن و مهندسی مکانیک قبول شد

از همزمانی تولدش و آغاز بهار بسیار خوشحال است و این اولین همزمانی را برای خدش خوش یمن میداند

بازی خودش را در فیلم های بوتیک و آتش بس بیشتر از بقیه فیلم هایش دوست دارد

مارمولک را بهترین فیلمی میدونه که تا حالا دیده

اصلا اهل تلویزیون نیست و سریال های تلویزیونی را دنبال نمیکنه

به گفته خودش پدر و مادرش هیچ وقت نگذاشتند کمبودی را توی زندگی احساس کنه و هیچ وقت طعم فقر را نچشیده

پدر و مادرش و بعد هم بردیا را بهترین دوستان خودش میدونه

بودن در کنار بچه های کوچولو را دوست داره البته اگر برسام خواهرزاده کوچولوش باشه بیشتر لذت میبره

اولین دعاش در لحظه سال نو برای سلامتی خودش٬خانواده اش و بیمارانی که در بیمارستان بستری هستند

به فال و فالگیری اعتقاد نداره و همه این ها را سرگرمی میدونه

معمولا تولدهاش را خانوادگی میگیره و جشن عمومی برگزار نمیکنه

"به هرچی میخواستم رسیدم و از زندگیم رضایت کامل دارم"این حرف بارها در مصاحبه های او به چشم میخوره

ماشینش یک بنز سفید میباشد

در دوران مدرسه همیشه در درس ادبیات نمره بیست گرفته

مدیریت یک شرکت واردات و ساخت تجهیزات و لوازم اسکی با وی میباشد

در بچگی فکر میکرده که یه روزی حتما یک دندان پزشک میشه

به ایتالیا٬فرانسه٬انگلیس٬آلمان٬آمریکا و تقریبا تمامی کشورهای قاره اروپا سفر کرده است

به فریدون زندی علاقه دارد

در دوران کودکی عاشق اسباب بازی هایش بوده و هیچ گاه از آنها جدا نمیشده

عاشق شکلات است

بهترین هدیه تولدش را یک تابلوی نقاشی از صورتش که توسط یک هنرمند خردسال کشیده شده است میداند

مردم و هوادارانش را بسیار دوست دارد و به آنها احترام میگذارد

شهرتش را از لطف زیاد مردم نسبت به خودش میداند

در آن مدت یک سالی که در هیچ فیلمی بازی نکرد همه میگفتند ممنوع الفعالیت شده است ولی این مساله شایعه ای بی اساس بود

پسر کوچولوی ۹ ساله روشندل که در شیراز در طول مسابقه والیبال به زدن کیبورد پرداخته بود تاثیر زیادی روی او گذاشته و برای او طلب شفا از خداوند را خواستار است

فقط چهره اش نبود که کمک شایانی به او در صحنه سینما کرده بلکه استعداد ذاتی و خدادادی اش نیز در این زمینه تاثیر زیادی داشت

هیچ وقت وارد حاشیه نشده و همیشه به دور از این وادی میباشد

خاطرات بد خود را فقط مربوط به دیدار از خانه معلولین در رشت میدونه که از وضعیت و حرف های آنها بسیار متاثر شده است

بازی در سینما را به عنوان یک منبع درآمد نمیدونه

خواسته او همیشه از مردم اینه که با یک شاخه گل به دیدار کودکان بی سرپرست و به آسایشگاه ها سری بزنند

به تیم ملی فوتبال ایران بسیار علاقه مند است و حتی دوست داشت که بازیهای ایران در جام جهانی را از نزدیک ببینه

آلبوم غریبانه کویتی پور را دوست دارد و از علاقه مندان به صدای او میباشد

هیچ وقت دوست نداره برای زندگی کردن از ایران خارج بشه

معمولا تعطیلات آخر هفته به توچال و دیزین میره البته فقط زمستانها

وابستگی شدیدی به خانواده اش داره

هزینه موبایلش زمانی که در سفرهای خارجی باشه بسیار بیشتر از مواقع عادی میشه چون دایما با خانواده اش در تماسه

بدترین حادثه در طول عمرش را زلزله بم میدونه و هرگز اون را از یاد نمیبره

به کارتون سوپرمن در بچگی علاقه داشته

مدتی شایعه شده بود که استقلالیه شاید علت شایعه استقلالی بودنش به دوستی با فراز فاطمی برگرده

ماکارونی و قورمه سبزی را در بین غذاها ترجیح میده

چندی پیش برای مراسم چهارمین سالگرد تاسیس باشگاه هنرمندان دعوت شد و چند کلمه ای با مردم سخن گفت او مثل همیشه ساده و آرام در این جشن حضور پیدا کرد

پدرش در سالیان دور عضو تیم پاس بوده است به همین خاطر او یکی از طرفداران تیم پاس میباشد

به نگهداری از حیوانات علاقه ای ندارد

هیچ وقت تیم ملی فوتبال را تنها نگذاشته و همیشه حمایت خود را از این تیم اعلام نموده و بارها به دیدار اعضای تیم ملی رفته

رنگ سفید٬کرم٬مشکی را بیشتر از بقیه رنگ ها دوست دارد

بر خلاف اون چیزی که همه فکر میکنند اصلا مغرور نیست و خدش را نمیگیره

از بدلیجات اصلا استفاده نمیکنه

جلوی دوربین هرکسی برای عکس انداختن نمی ایسته

اصلا اهل مصاحبه نیست و خیلی کم پیش میاد رو در رو با روزنامه ای مصاحبه کنه ولی اهل روزنامه خوندن است

اغلب به نام رضا صدایش میزنند تا محمدرضا

زیاد برای خرید کردن بیرون نمیره و فقط از جاهای مشخص خرید میکنه

در رانندگی کردن تبحر و به ماشین bmwعلاقه زیادی داره

تا به حال در تلویزیون دیده نشده و فقط گاهی در تیزرهای فیلم های سینمایی اش

در هر فیلم در یک نقش جدید ظاهر میشه و سعی میکنه از کلیشه شدن دور باشه

تا به حال از کسی به عنوان الگوی خودش نام نبرده

عزیزترین فرد برای اون توی دنیا مادرشه و مادرش را خیلی دوست داره

اهل ریسک نیست و همه کارهاش را با فکر انجام میده

بی شک یکی از چهره های ماندگار سینما است و هرگز از یادها نخواهد رفت

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت 19:52 |

 

توضیح : برای دانلود ابتدا بر روی کلمه " اینجا " کلیک کنید سپس صفحه ای باز می شود که جدول زیر را در آن مشاهده می کنید . بر روی نوشته ی  download file click here کلیک کنید .

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 20:47 |

قسمت هایی از آنونس فلش سنتوری برای دانلود !

آنونس فلش سنتوری . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

------------------------------

کلیپ " هفت سین " . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید . ( کیفیت خوب )

کلیپ " هفت سین " . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید . ( کیفیت متوسط )

------------------------------

۱. سکانس مربوط به زندانی شدن مجید سوزوکی و آزاد شدنش از زندان !

۱. برای دانلود این سکانس "  اینجا  " کلیک کنید .

۲. سکانس مربوط به بازگشت مجید سوزوکی از مکه و خراب شدن نقشه اش !

۲. برای دانلود این سکانس "  اینجا  " کلیک کنید .

۳. سکانس مربوط به قهوه خانه و ورود امین حیایی !

۳. برای دانلود این سکانس "  اینجا  " کلیک کنید .

۴. سکانس مربوط به وضو گرفتن و فریاد امین حیایی : " شیمیایی زدن "!

۴.  برای دانلود این سکانس "  اینجا  " کلیک کنید .

۵. سکانس مربوط به گزینش اراذل در مسجد محل !

۵. برای دانلود این سکانس "  اینجا  " کلیک کنید .

۶. استخاره گرفتن اکبر عبدی و شعر گوگولی مگولی !

۶. برای دانلود این سکانس "  اینجا  " کلیک کنید .

۷. سه سکانس پایانی فیلم اخراجی ها !

۷. برای دانلود این سکانس "  اینجا  " کلیک کنید .

۸. تیتراژ ابتدایی اخراجی ها . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

------------------------------

آنونس " اگه می تونی منو بگیر ! " . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید . ( کیفیت خوب  )

آنونس " اگه می تونی منو بگیر ! " . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید . ( کیفیت متوسط )

------------------------------

 

دانلود ویژه نوروز

پشت صحنه ی کامل آتش بس

به همراه

۴سکانس حذف شده ی فیلم آتش بس و

کلیپ حضور حسام نواب صفوی و محمدرضا گلزار در شیراز !

سکانس حذف شده از فیلم . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه ی " آتش بس " در ۱۲ قسمت برای دانلود آماده شده است .

پشت صحنه آتش بس ۱ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۲ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۳ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

 پشت صحنه آتش بس ۴ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۵ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۶ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۷ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۸ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۹ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۱۰. برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۱۱. برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۱۲ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

 کلیپ حضور حسام نواب صفوی و محمدرضا گلزار در شیراز

برای دانلود کلیپ "  اینجا  " کلیک کنید . ( کیفیت خوب ) 

برای دانلود کلیپ "  اینجا  " کلیک کنید . ( کیفیت متوسط )

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 20:38 |
+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:44 |
 
شماره دهم نام اصلی : جنیفرلین لوپزJennifer Lynn Lopez / لقب : جی لو / قد : cm 168 / جنیفر لین لوپز در24 جولای 1969 در بخش گسل هیل در جنوب برونکس متولد شد . 2 خواهر دارد ،خواهر بزرگتر لسلی 34 ساله خانه دار و خواهر ...

متن کامل:

نام اصلی : جنیفرلین لوپزJennifer Lynn Lopez / لقب : جی لو / قد : cm 168
جنیفر لین لوپز در24 جولای 1969 در بخش گسل هیل در جنوب برونکس متولد شد . 2 خواهر دارد ،خواهر بزرگتر لسلی 34 ساله خانه دار و خواهر کوچکتر لیندا 30 ساله مشاور امور تفریحی کانال 11 نیویورک می باشد.

آرزوی همیشگی جنیفر این بود که سوپر استاری پر کار شود.

والدین جنیفر (مادرش) گوآدالوپ رودریگرز و ( پدرش ) دیوید لوپز هر دو در شهر پونس پورتوریکو ، دومین شهر بزرگ پورتوریکو متولد شدند . هردو ( پدر و مادرش ) در کودکی به ایالات متحده آمدند و زمانی که در نیویورک زندگی می کردند با هم آشنا شدند . با وجود اینکه جنیفر از نژاد پورتوریکویی است ولی والدین مادربزرگ پدریش اروپایی هایی بودند که در جزیره پورتوریکو اقامت داشتند .

جنیفر از کودکی به موسیقی های ملل مختلف علاقه داشت . به خصوص به ریتمهای Afro-caribbean مانند : ( salsa ) سالسا ، مرنجو ( meringue ) و باچاتا (bachata ) و شاخه های اصلی موسیقی مانند پاپ ( Pop ) هیپ هاپ ( Hip hop ) و آراند بی ( R&B ).

وی با وجود عشقش به موسیقی به صنعت فیلم هم علاقه نشان می داد . فیلم موزیکال ریتامورنو (Moreno Rita) که در سال 1961 ساخته شده بود تاثیر عمیقی بر او گذاشت .

جنیفر در سن 5 سالگی به کلاسهای آموزشی رقص وموسیقی رفت و جدای از این برنامه ها در یک مدرسه مذهبی کاتولیک دخترانه مشغول به تحصیل بود. او 8 سال در این مدرسه که خانواده مقدس نام داشت درس خواند وبعد از 4 سال در دبیرستان پریستون ( Preston ) تحصیل کرد وفارغ التحصیل شد . او در مدرسه ورزشکار قابلی بود. رشته ورزشی که در مدرسه کار می کرد تنیس و ورزشهای مربوط به دو و میدانی بود .

لوپز در 18 سالگی از پدر ومادرش جدا شد. در آن زمان دریک موسسه حقوقی مشغول به کار بود و شبها نیز به انجام حرکات موزون ( !!! ) می پرداخت . پس ازآن پیشنهاد بازی در نقش Fly girl در کمدی فاکس هیت در برنامه In living color به او داده شد. پس از دو سال کار هنری در برنامه In living color همچنان به کار رقص ولی این بار در گروه مشهور جنت جکسون (Janet Jackson ) ادامه داد .

اولین فیلم او گری گوری نوا خانواده من است (Gregory novas my family ) در سال 1975 است و شغل بازیگری او زمانی استحکام یافت که در سال 1997 نقش سلنا کوئینتا نیلا (Selena Quintanilla ) خواننده معروف را بازی کرد.


همسران :
اوجانی نوآ 22 فوریه 1997 تا ژانویه 1998 – ( طلاق )
گریس جود 29 سپتامبر 2001 تا 26 ژانویه 2003 – ( طلاق )
مارک انتونی 5 ژوئن 2004 – ( تا زمان ترجمه این مطلب که حرفی از طلاق بینشون نبوده ! )

بد نیت این را هم بدانید که جنیفر در مجله People ( 1997 ) به عنوان یکی از 50 فرد زیبای جهان شناخته شد. باشگاه بدن سازی به او لقب گیتار داده بودند چون بدنش قوسی شبیه به گیتار داشت !

در جشن فیلم سلنا ،28 اکتبر 1996 در سان انتونلو، جنیفر این ستاره سینما و موسیقی با یک اتفاق عشقی غیره منتظره مواجه شد . زمانی که دوست پدرش اوجانی نوآ میکروفن رابه دست گرفت و در حالیکه یک حلقه جواهر مریکوس کات بزرگ را در دست داشت در میان جمع به او پیشنهاد ازدواج داد! جنیفر نیز بلافاصله به او پاسخ مثبت داد. ( مثل اینکه خودش منتظر بوده ! )

او برای آموزش حرکات موزون ( !!! ) به مانهاتان (Manhattan) نقل مکان کرد وشبها در استودیویی که تمرین رقص می کرد می خوابید.

شایع شده که او بدنش را 1 میلیارد دلار بیمه کرده وتحت حمایت 300 میلیون دلاری از طرف بیمه است.( دسامبر 1999 )

لوپز و دوست پسرش Puffy در ارتباط به یک کلوپ شبانه تیراندازی دستگیر شدند . پلیس آنها را با یک اسلحه دزدی دستگیر کرد. اما از جنیفر رفع اتهام شد و از زندان آزاد گردید . دسامبر( 1999)

مادرش در وچستر Westchester کانتری نیویورک معلم مدرسه است .

او و دوست پسرش Puffy در 14 ژانویه 2001 اعلام کردند که به دوستی خود خاتمه بخشیدند او اولین بازیگر زن آمریکای لاتینی است که بالا ترین دستمزد را برای بازی در نقش selena در فیلم طراحان عروسی 2001 ( wedding planner ) به خود اختصاص داد که مبلغی برابر 1 میلیون دلار می باشد. او این فیلم وآلبوم (Hitnomberone ) را در یک هفته ( به طور همزمان ) کارکرد. ( یه لقمه نون چی کارا که نمیکنه ! )

جنیفر با همسرش گریس جود ( Gris Judd ) زمانی که کلیپ برای عشق قیمتی نیست را اجرا می کرد ، آشنا شد . آنها جشن کوچکی برای ازدواج خود ترتیب دادند که در خانه ای در لوس آنجلس برگزار شد و 170 نفر مهمان داشت .

بدنش به عنوان زیباترین اندام در مجله انگلیسی Celebrity Bodies شناخته شده است.

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:3 |
 

این رو برای دوست خوش سلیقم سها گذاشتم.

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:55 |

اطلاعات پشت پرده از اردوى ملى پوشان!
اين گروه با حال!
فقط لازم است اين روزها سرى به اردوى تيم ملى بزنيد تا حال و هوايى عوض كنيد. در آستانه بازى حساس با كره شمالى و بحرين به قول يكى از طرفداران جو باحالى بر اردوى ايران حاكم است. هر كس را مى بينى خنده بر لب دارد و اثرى از ناراحتى در چهره ها ديده نمى شود. حتى ابراهيم ميرزاپور كه هميشه چهره يى اخمو دارد تحت تأثير قرار گرفته و بعضى وقت ها به خود زحمت مى دهد و مى خندد! البته به قول يكى از لژيونرها همنشينى با حسين كعبى، ميرزاپور را كمى تكان داده چون مى گويند حسين كعبى يكى از شلوغ ترين بازيكنان است. هستند كسانى كه در اردوى تيم ملى از دست اين بازيكن شب و روز ندارند، مثل همين ميرزاپور كه با او در يك اتاق افتاده. اين اتاق از معدود اتاق هاى طبقه چهارم هتل استقلال است كه هر وقت از جلوى آن رد شوى، صداى خنده هاى حسين كعبى و اعتراض هاى ابراهيم ميرزاپور شنيده مى شود!
در يكى از اتاق هاى اين طبقه هم كلاس زبان آلمانى- فارسى يا فارسى- آلمانى برگزار مى شود. محرم نويدكيا و فريدون زندى تنها شاگردان اين كلاس هستند چون فريدون مى خواهد فارسى ياد بگيرد و محرم هم در كف زبان آلمانى است و هر دو معلم هم شده اند.
البته بعضى وقت ها صداى داد و فرياد هم از اين اتاق بيرون مى آيد چون به قول يك نفر هر دوى آنها آخر «IQ» هستند!
از اين اتاق كه رد شويد مى رسيد به جايى كه از آن فقط صداى نايلكس كيك شنيده مى شود! آمار بگيريد، علوى و ايمان مبعلى دو شكموى اين اتاق هستند. حسين طالب لو رييس كل اتاق تنقلات مى گويد سيدمحمدى علوى روزى چند كارتون كيك به اتاقش مى برد. اين خبر از سوى حسين كعبى و چند ملى پوش ديگر هم تأييد مى شود اما اين تنها بخشى از برخوردهاى علوى است. مى گويند او قبل از شام ابتدا يك ديس ميوه مى خورد بعد به استقبال چند پرس جوجه كباب يا كباب بره و ديگر غذاها (!) مى رود!
چايخور اردوى تيم ملى هم در چند روز گذشته شناسايى شده. قبلاً ركورد چاى خوردن دست كاملى و بچه هاى ديگر بود اما حضور رسول خطيبى بازار چايخور هاى ديگر را كساد كرده. به گفته طالب لو او روزى يك سماور خانواده! چاى مى خورد و همه را تشنه مى گذارد. با اين حال هنوز كاملى و چند نفر ديگر دنبال ركوردشكنى هستند. از آن طرف هم ركورد «كافى» خوران دست بازيكنى به نام فريدون زندى است.
او در روز نزديك به ۱۰ ليوان قهوه و نسكافه مى خورد كه به عقيده كارشناسان هر ليوان اندازه ۳ ليوان آن چاى اثر دارد. طالب لو، تداركات تيم ملى مى گويد: «فرى از كافى هاى ما اينقدر خوشش آمده كه گفته يك بسته برايش بخرم ببرد آلمان.»
در اردوى تيم ملى كسانى هم هستند كه زياد در جريان اين جور چيزها قرار نمى گيرند چون بيشتر خوابند، مثل برهانى. البته در مخالفت با اين عده، كسانى ديگر قرار دارند كه خواب ندارند. مثل على كريمى و رضا عنايتى. مى گويند اين دو ۲۴ ساعته در راهروهاى طبقه چهارم پرسه مى زنند و همه را اذيت مى كنند

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:4 |
 
امار

نام فيلم

كارگردان

ارزش

اكران

روز

فروش كل (ريال)

1

آتش بس

تهمينه ميلاني

6 ارديبهشت

104

10.100.000.000

2

شام عروسي

ابراهيم وحيدزاده

14 تير

59

5.120.000.000

3

زير درخت هلو

ايرج طهماسب

17 اسفند 1384

66

4.530.000.000

4

به نام پدر

ابراهيم حاتمي كيا

18 مرداد

53

4.360.000.000

5

كافه ستاره

سامان مقدم

18 مرداد

53

4.050.000.000

6

ازدواج به سبك ايراني

حسن فتحي

16 فروردين

75

3.920.000.000

7

سوغات فرنگ

كامران قدكچيان

24 خرداد

58

3.900.000.000

8

هوو

عليرضا داودنژاد

2 فروردين

65

3.400.000.000

9

زن بدلي

مهرداد ميرفلاح

28 تير

48

2.940.000.000

10

چند ميگيري گريه كني؟

شاهد احمدلو

20 ارديبهشت

63

2.880.000.000

11

سرود تولد

علي قوي تن

اول شهريور

39

2.000.000.000

12

باغ فردوس پنج بعد از ظهر

سيامك شايقي

8 شهريور

32

0.920.000.000

13

يك تكه نان

كمال تبريزي

2 فروردين

59

0.820.000.000

14

گرگ و ميش 

قاسم جعفري

15 شهريور

25

0.710.000.000

15

به آهستگي

مازيار ميري

3 خرداد

64

0.700.000.000

16

باغ هاي كندلوس

ايرج كريمي

27 ارديبهشت

58

0.610.000.000

17

مرباي شيرين

مرضيه برومند

30 فروردين

31

0.370.000.000

18

طبل بزرگ زير پاي چپ

كاظم معصومي

28 تير

40

0.290.000.000

19

قتل آن لاين

مسعود آب پرور

5 مهر

4

0.160.000.000

20

عروسك فرنگي

فرهاد صبا

5 مهر

4

0.140.000.000

21

انتخاب

تورج منصوري

17 خرداد

23

0.140.000.000

22

شغال

اصغر نصيري

17 خرداد

23

0.130.000.000

23

ابراهيم خليل الله

محمدرضا ورزي

5 مهر

4

0.040.000.000

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:36 |
 

براد پیت آنجلینا جولی را حسابی ادب کرد!!!


هموطن آنلاین _ با توجه به اظهارات جیمز هون برادر آنجلینا جولی زندگی این هنرپیشه بعد از ورود براد پیت به زندگیش کاملا عوض شده است.
جولی در حال حاضر به کمک براد پیت وقتش را صرف بزرگ کردن مدکس ، زهرا و پکس فرزند خواندگان خود و شیلوه دختر خونیش می کند.
هون معتقد است خواهرش توانسته بعد از دو ازدواج ناموفق با جانی لی میلر و بیلی باب ترونتون شریک دائمی برای زندگیش پیدا کند.
هون 33 ساله بیان داشت :" براد زندگی خواهرم را به کلی عوض کرده است. آن دو زوج فوق العاده ای هستند و زندگی موفق آن ها در کنار هم در هیچ جایی یافت نمیشود.
" براد پیت با آنجلینا رفتار خوبی دارد و من هیچ زن و مردی را ندیده ام که این چنین پشت هم باشند."
بنا بر اعتقاد هون براد پیت حسابی پشت جولی است و حاضر است برای او جانش را هم بدهد.

بيشتر ...

خداحافظی ابدی با مستر بین


هموطن آنلاین _ روان آتکینسون هنرپیشه نقش های کمدی برای همیشه با شخصیت مستر بین خداحافظی کرد.

این هنرپیشه 52 ساله که کارش را در سال 1990 با بازی شخصیت مرد دست و پا چلفتی به نام بین آغاز کرد در سال 1997 با بازی در فیلم " بین " به اوج شهرت خود دست یافت.
آتکینسون بعد از بازی در مجموعه " مستر بین در تعطیلات " تصمیم گرفت برای همیشه با این شخصیت خداحافظی کند و نقش های دیگری را در دنیای سینما و تلویزیون تجربه کند.

وی بیان داشت :" بعید میدانم که بعد از من فیلمی با عنوان مستر بین در سینما و تلویزیون تولید شود.
"البته باید همیشه منتظر چیزهای غیرممکن بود و همین امر زندگی را شیرین میکند."




عفو جولیا رابرتز بعد از 16 سال


هموطن آنلاین _ کیفر ساترلند هنرپیشه فیلم 24 بالاخره توانست جولیا رابرتز را برای روی هم ریختن با جیسون پاتریک قبل از ازدواج شان در سال 1991 ببخشد.
این هنرپیشه با استعداد زمانی که دریافت رابرتز به خاطر پاتریک صمیمی ترین دوست وی به او خیانت کرده بسیار ناراحت شد اما اکنون بر این باور است که اتمام یافتن رابطه او با جولیا صد در صد به نفعش بوده است.ساترلند بیان داشت :" به نظر من رفتار جولیا در آن زمان بسیار احمقانه و کودکانه بود. من دیگر او را به خاطر اشتباهش سرزنش نمیکنم و با وجود اینکه خیانت او صدمه زیادی به روح و روانم زد اما اکنون خوشحالم که او دیگر در زندگی من نیست."
با این وجود ساترلند حاضر نیست پاتریک هنرپیشه فیلم " پسران گم شده " را تحت هیچ شرایطی ببخشد.او بیان داشت :" پاتریک صمیمی ترین دوست من بود ولی از پشت به من خنجر زد و حتی حاضر نشد برای عذر خواهی زحمت یک تلفن را به خود بدهد. "




رابطه لیندسی لوهان با یک معتاد


هموطن آنلاین _ لیندسی لوهان بعد از ترک اعتیاد خود با رابی ویلیامز که او نیز به تازگی اعتیادش را کنار گذاشته رابطه دارد.
لوهان روز گذشته با این خواننده در رستورانی در هالیوود در حال صرف شام دیده شد. با این وجود وکلاء آن ها تاکید دارند که پای هیچ عشقی در میان نیست و آن ها فقط با هم دوستی ساده ای سرشار از تفاهم دارند.
لوهان هنرپیشه فیلم " دختران شرور " زمانی که ویلیامز در مرکز ترک اعتیاد آریزونا بستری بود ، برای کنار گذاشتن نوشیدن مشروب به کلینیکی در کالیفرنیا رفت. این دو در حال حاضر تجربیات خود را با یک دیگر تقسیم میکنند.لوهان بیان داشت :" من از ملاقات با ویلیامز بسیار خوشحالم و در کنار او خوشبخت به نظر میرسم و به ما حسابی خوش میگذرد!"
او همچنین افزود که زندگی بعد از کنار گذاشتن اعتیادش حسابی بهتر شده است و او از وضعیت فعلیش رضایت کامل دارد.

بيشتر ...

رسوا شدن کروز و جاش هارتنت


هموطن آنلاین _ پنلوپه کروز هنرپیشه اسپانیایی تبار هالیوود قصد دارد رابطه خود با جاش هارتنت را به هر طریقی که شده از چشمان طرفدارانش پنهان کند.
این هنرپیشه که در گذشته بعد از دیده شدن با تام کروز و متیو مک کانی در انظار مردم دوران بسیاری بدی را طی کرده و دردسرهای فراوانی برایش ایجاد شده بود تصمیم گرفت این بار از این سوراخ دو بار گزیده نشود.
کروز و هارتنت روز گذشته به همراه یک دیگر به رستوران " لیتل دور " رفتند و در اتاق اختصاصی آن شام را صرف کردند.
آن ها بعد از صرف شام تصمیم گرفتند در هتلی در همان نزدیکی اقامت کنند. کروز و هارتنت برای این که توجه مردم را جلب نکنند دو اتاق جداگانه گرفتند و در برابر چشم مستخدمین به هم شب بخیر گفتند تا پشت سرشان حرفی در نیاید.

بيشتر ...

رکورد بزرگ اخراجی ها


هموطن-«اخراجی ها» نخستین تجربه بلند سینمایی مسعود ده نمکی همچنان می فروشد. این فیلم با مضمونی مرتبط با دفاع مقدس توانسته است با فروش یک میلیارد تومانی طی 28 روز رکورد تازه ای را در سینمای ایران به ثبت برساند.
این در حالی است که این رکورد پیش از این متعلق به فیلم آتش بس ساخته تهمینه میلانی بود.مجید یکی از خلافکارهای یکی از محله های تهران، عاشق دختر میرزا (یک گیوه دوز عارف) است و شرط ازدواج او سر به راه شدن است. مجید برای رسیدن به نرگس دست به دروغ و کلک می زند اما نقشه اش افشا می شود.

بيشتر ...

جایزه 1میلیون دلاری جرج کلونی برای اثبات بی گناهیش


هموطن آنلاین _ جرج کلونی برای اثبات بی گناهی خود 1 میلیون دلار جایزه برای کسی که بتواند ثابت کند او در انتشار فیلم " من هارت هاک بیز" از طریق اینترنت دست داشته تعیین کرده است.
این فیلم چند دقیقه ای " لیلی تام لین " و " دیوید او راسل " در حالی که مشغول فریاد زدن بر سر یک دیگر و داد و بیداد کردن هستند را نشان میدهد .

این رسوایی هفته گذشته به طور ناگهانی در بازار منتشر و کلونی مسئول ایجاد چنین رسوایی شناخته شد.
کلونی در مصاحبه ای که روز گذشته انجام داد بیان داشت :" برخلاف نظر عوام مبنی بر این که این فیلم از طریق من به دست مردم رسیده است نه من و نه اد تیز مسبب انتشار چنین فیلمی نبوده ایم. من چگونه میتوانم دیوید راسل صمیم ترین دوستم را این چنین خراب کنم و اصلا چه دلیلی برای این کار وجود دارد؟

بيشتر ...

خواهر جسیکا سیمپسون دست وی را رو کرد


هموطن آنلاین _ اشلی سیمپسون خواهر جسیکا سیمپسون با انتقاد از رابطه خواهرش با جان میر گیتاریست معروف بیان داشت که خواهر مطلقه اش از سر این مرد مو بلوند زیاد است.
سیمپسون و میر حدود 8 ماه است که وارد رابطه بسیار جدیی شده اند و با وجود این که هر دو وجود رابطه عاشقانه بین خود را تکذیب میکنند اما با این اظهار نظر اشلی جای هیچ شکی نیست که پای عشقی آتشین در میان است.
این دو حتی تعطیلات را با یکدیگر در رم گذرانده اند و اشلی با وجود تنفر از نامزد خواهرش اعتراف کرده که جسیکا در کنار میر بسیار خوشحال است. یکی از دوستان این خانواده گفت :" اشلی جان را دوست دارد ولی علاقه شدید به خواهرش باعث نگرانی او شده است . برای اشلی خوشحالی جسیکا از همه چیز مهمتر است." کریستینا میلان دوست صمیمی جسیکا به خبرنگاران گفت :" این رابطه برای افزایش شهرت یا جلب توجه رسانه ها نیست. این دو واقعاً به هم عشق میورزند و به جز محبتی که در میانشان است به چیز دیگری فکر نمیکنند."




دست داشتن جنیفر هادسون در جنایتی مرگبار


هموطن آنلاین _ جنیفر هادسون که ماه گذشته به خاطر درخشش خوبش در فیلم " دختران رویایی " جایزه اسکار را نصیب خود کرد قرار است در فیلم " مخلوقات بالدار " در کنار دیگر ستاره های جهان ایفای نقش کند.
این فیلم هنرمندان درجه اول زیادی را از جمله : فورست وایتکر ، جکی ایرل هالی ، کیت بکنسیل ، گای پیرس و داکوتا فنینگس را مجذوب خود کرده است.
داستان این اثر حول شاهدان یک جنایت در رستورانی دور میزند. این شاهدان به کسانی که از این جنایت مرگبار کمک میکنند تا فرار کنند و مورد تعقیب و قتل و عامل قاتلان قرار میگیرند.
هادسون در حال حاضر پاسخ قطعی برای ایفای نقش در چنین اثری را نداده است.
او که در حال ضبط آلبوم جدید خود که قرار است در پاییز به بازار بیاید می باشد مطمئن نیست که بتواند خود را برای شروع فیلم برداری این اثر در هفته آینده آماده کند.




هالي بري بر سر دوراهي


هموطن-«هالي بري» بازيگر سياه‌پوست برنده اسكار، در برابر پذيرفتن نقشي كه براي بازي در آن مجبور به تراشيدن موي سر خود است، همچنان مردد است.
«هالي بري»، 40 ساله، كه تاكنون در فيلم‌هاي مشهور زيادي از جمله فيلم جيمزباندي «روز ديگري بمير» بازي كرده، در برابر پيشنهاد بازي در فيلمي جديد و كمدي با نام «Nappily Ever After»، قرار گرفته، كه براي بازي در آن بايد سر خود را بتراشد.
«Nappily Ever After» داستان زني است كه موهايش شروع به ريختن مي‌كند و او تصميم مي‌گيرد تا موهاي سرش را بتراشد. اين فيلم به بررسي روابط او به عنوان زني كچل با اطرافيانش مي‌پردازد و اينكه مو در روابط يك نفر (يك زن) چه تاثيري مي‌تواند داشته باشد.
اين فيلم تابستان سال جاري جلوي دوربين خواهد رفت. بري كه احتمال داده بازي در اين نقش را بپذيرد، گفت: در صورت پذيرفتن اين نقش مجبورم كه سرم را از ته بتراشم و اصلا باورم نمي‌شود.

بيشتر ...

شوهر بریتنی اسپیرز دماغ سوخته شد


هموطن آنلاین _ کوین فدرلین از جداییش از بریتنی اسپیرز تنها یک میلیون دلار به جیب زد.
این دو هفته گذشته بعد از جلسه ای پنج ساعته در لس آنجلس و بر اساس شروطی که قبل از ازدواج تعیین کرده بودند با توافقی دو جانبه رسما از هم جدا شدند.بر اساس مدارک موجود در دادگاه فدرلین از ملک پنجاه میلیون دلاری بریتنی و حساب صد هزار دلاری او تنها یک میلیون دلار به دست میآورد.
با توجه به سابقه بستری شدن بریتنی در بیمارستان دادگاه در مورد نحوه حضانت فرزندان این دو ( شون پریستون 18 ماهه و جیدن جیمز 6 ماهه ) تغییراتی ایجاد کرد و با وجود این که بریتنی سرپرستی آن ها را بر عهده دارد

بيشتر ...

خطر از کنار گوش کیت هادسون و مک کانی گذشت


هموطن آنلاین _ کیت هادسون و متیو مک کانی هنر پیشگان هالیوود بعد از پیدا شدن یک کاواکان خطرناک در محل ضبط فیلم اخیر خود آن جا را به سرعت ترک کردند.
این دو در حال ضبط فیلم عاشقانه- ماجراجویانه " طلای احمق " در کودین لند استرالیا بودند که یک کاواکان در نزدیکی محل ضبط دیده شد و باعث گشت کلیه بچه های تولید تا زمان کشته شدن این جانور خطرناک محل ضبط را ترک کنند.

فیونا سیرسون سخنگوی هادسون بیان داشت :" ما از متخصصان زیادی کمک گرفته ایم تا مطمئن شویم که سلامتی همه تامین است و هیچ خطری کسی را تهدید نمی کند.
" این اتفاق بسیار نادر است و این حیوان خطرناک تنها در استرالیا پیدا میشود." این کاواکان با وجود جثه بسیار کوچکش یکی از کشنده ترین حیوانات تلقی میشود.



خدا را شكر؛ طرف برگشت


سینما-شور عشق كه همه بهرام رادان را با آن شناختند، نديده‌ام. اما اولين باري كه چهره‌اش به دلم نشست و منتظر موفقيت‌هاي بعدي‌اش ماندم، سر فيلم ساقي بود. اگر درست يادم باشد، سينما قدس بود كه فيلم را تماشا كردم. رادان يك جيپ داشت و به جماعت فيلم كرايه مي‌داد. بعد، همان اول قصه بود كه رفت خانه‌اي كه چند تا دختر دور هم نشسته بودند و بهرام قرار بود فيلم براي‌شان ببرد. و اين صحنه را خيلي خوب بازي كرد. يعني بازي نكرد. يك آن‌اي در صورت‌اش و رفتارش بود ( كه عجالتا بد نيست اسم‌اش را « شخصيت » بگذاريم ) كه او را از بقيه جوان اول‌هاي آن سال‌هاي سينماي ايران متمايز مي‌كرد. از محمدرضا فروتن و پارسا پيروزفر مثلا. پرت شديم.

بيشتر ...

«هي رفيق، از تو توقع نداشتم!»


سینما-اين مفصل‌ترين و كامل‌ترين گفت‌وگويي است كه هديه تهراني از ابتداي شروع كار بازيگري تا امروز انجام داده و تا مقطع پيش از اكران «چهارشنبه‌سوري» را در بر مي‌گيرد. به عنوان يكي از پنج برگزيده‌ي بهترين بازيگر زن تاريخ سينماي ايران در كتاب سال بازيگري 1383 مجله فيلم، در اين مصاحبه‌ي چهار ساعته از همه چيز حرف زديم؛ از چگونگي شروع كارش تا فيلم‌ها و فعاليت‌هاي مختلف و حرف و حديث‌ها و شايعه‌هايي كه هميشه دوروبر مهم‌ترين ستاره‌ي مشهور و محبوب سينماي پس از انقلاب وجود داشته است.
اگر كمي وقت و حوصه داشتم و مجله‌ها و رسانه‌هاي مختلف را در اين دو سال پي‌گيري مي‌كردم و در ضمن يك نظام حقوقي درست و كارآمد براي احقاق حقوق مولف و كپي‌رايت در ايران وجود داشت، با گرفتن جريمه‌ها يا حداقل حق‌التحريراز نشريات و رسانه‌هايي كه اين گفت وگو را به شكل‌هاي مختلف و بدون اجازه و حتي بدون ذكر نام من دوباره و چندباره چاپ كردند، پول هنگفتي به حسابم ريخته مي‌شد!

بيشتر ...

مارتین شین دشمن درجه یک انرژی هسته ای


هموطن آنلاین _ مارتین شین هنرپیشه هالیوود بر طبق گفته پلیس نوادا در تظاهرات ضد انرژی هسته ای در محل انجام آزمایشات هسته ای این ایالت شرکت کرد.
هنرپیشه فیلم " الهام اکنون " روز گذشته به 39 تظاهر کننده ای که با گرفتن پلاکاردهایی اعتراض خود را به انجام آزمایشات هسته ای نشان میدادند پیوست. این آزمایشات در صحرای نوادا در نزدیکی لاس وگاس صورت میگیرد.شین که یکی از چهره های سرشناس ضد جنگ میباشد چندی پیش در یک درگیری با پلیس در همین مکان دستگیر و زندانی شد.
مینگ لو ترتیب دهنده این تظاهرات بیان داشت :" ما خواستار صلح و توقف تولید بمب های هسته ای هستیم. ما از سایت هسته ای نوادا درخواست توقف آزمایشات هسته ای را داریم. آنها به جز تولید بمب های اتمی به هیچ چیز دیگری نمی اندیشند."

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:26 |
 

سامي يوسف ؛ پديده جديد موسيقي در کشورهاي اسلامي

آهنگ‌هاي دلنشين يک جوان خوش سيما

طبيعي است که اول، عرب‌ها کشفش کردند. به هر حال، بيشتر ترانه‌هاي او به اين زبان است به همين دليل هم موج پديده‌اي به نام سامي يوسف، اين قدر دير به ايران رسيد. از چند ماه پيش، کساني که شبکه‌هاي عرب زبان را دنبال مي‌کردند، از آهنگ‌هاي دلنشين يک جوان خوش سيما مي‌گفتند که در اين شبکه‌ها زياد پخش مي‌شود و نشان مي‌دهد کار اين جوان در کشورهاي عربي گرفته است؛ خواننده‌اي که متن ترانه‌هايش درباره پيامبر اسلام(ص) است و از زيبايي‌هاي تعاليم اسلامي حرف مي‌زند، اما اين بار نه به شيوه‌هاي قديمي مثل تواشيح يا دستگاه‌هاي موسيقي منبع : شاهوار دات نتسنتي عربي سامي يوسف يک فرم امروزي را براي حرف‌هايش انتخاب کرده موسيقي تلفيقي و آميختن سازهاي شرقي و سازهاي الکترونيکي در قالب موسيقي پاپ. همان چيزي که زبان امروز دنياي موسيقي است و اين جادوي زبان مشترک، ناگهان عمل کرد و موج ترانه‌هاي يوسف در ميان جوان‌هاي مسلمان، غوغايي به پا کرد. جوان‌هايي که دوست داشتند سرشان را بالا بگيرند و به دين و پيامبرشان افتخار کنند، اما راهش را پيدا نمي‌کردند. سامي يوسف به نمايندگي از همه اين جوان‌ها موسيقي‌اش را شروع کرد. حالا بعداز چند ماه، وقتي که آلبوم‌هاي او مدت‌ها در صدر پرفروش‌هاي بازار موسيقي مصر و ترکيه بود و مسلمانان اروپا سي ‌دي آهنگ‌هايش را دست به دست مي‌چرخاندند، موج به ما رسيده است فرزاد حسني در کوله‌پيشتي‌اش راه را باز کرد و ديگر روزي نيست که در تلويزيون و راديو آهنگ‌هاي سامي يوسف را نشنويم. آهنگ‌هاي او زيبا و آرامش بخش‌اند و متن‌هاي خوبي دارند. اما راز موفقيت کارهاي يوسف در هيچ کدام از اين‌ها نيست. او بعد از مدت‌ها موفق شده اصول اسلامي و ويژگي‌هاي پيامبرش را درست و بي‌واسطه عرضه کند. در قالب موسيقي پاپ و با تمام ويژگي‌هاي اين بازار و همين شيو‌ه ارائه متفاوت اوست که باعث شده کارش ديده شود و مورد توجّه قرار بگيرد. سامي يوسف تبليغ سالم و حرفه‌اي اسلام را در دنياي امروز آغاز کرده. چه کساني راه را ادامه خواهند داد؟

ستاره‌اي متولد مي‌شود

سامي يوسف، حالا نمادي براي موسيقي مسلمانان است. وقتي آلبوم «معلم» از او به بازار آمد، خيلي‌ها نشنيده آن را رد کردند. امّا وقتي آلبومش به مصر رسيد، غوغايي به پا شد. فراتر از ستاره‌هاي ريز و درشت موسيقي مصر که در جهان عرب و حتي در عرصه بين‌المللي، صاحب جايگاه بالايي هستند. آلبوم معلم 21 هفته در صدر ماند؛ در حالي که آلبوم «عمرو دياب» ستاره معتبر موسيقي مصر در همان زمان در جايگاه دوم قرار داشت. آلبوم معلم با موسيقي فيوژن (تلفيقي) و با موسيقي شرقي و فضاي کلامي اسلامي‌اش، به سرعت به کشورهاي مسلمان راه پيدا کرد و در بسياري از اين کشورها، در صدر جدول‌هاي فروش آلبوم‌هاي موسيقي قرار گرفت. حالا آهنگ‌هاي او، مداوم در همين کافي شاپ‌هاي خودمان و مغازه‌ها به گوش مي‌رسد.منبع : شاهوار دات نت

سامي يوسف که در يک خانواده ايراني با اصالت آذري به دنيا آمده، حالا به ستاره موسيقي مسلمانان تبديل شده است. با ويديو کليپ‌هاي عالي‌اش که هم خوش ساخت‌اند و هم ايده‌هاي بکري در آن‌ها هست؛ او توانسته به عنوان يک ستاره پاپ مطرح شود.

سامي يوسف که در دانشگاه منچستر، موسيقي خوانده و تزش را درباره موسيقي مقامي ارائه کرده، موسيقي را ابتدا از پدرش آموخت. پدري که آهنگساز، خواننده و شاعر است و به فرزندش موسيقي کلاسيک ايراني، موسيقي خاورميانه و موسيقي عرفاني را آموخته است.

وقتي سامي يوسف در جولاي 2003، آلبوم معلم را به بازار عرضه کرد، براي ارائه آثارش تمام دنيا را زير پا گذاشت. او در برنامه‌هاي متنوعي از کويت تا کانادا، از کوالالامپور تا قاهره و از شارجه تا لندن شرکت کرد و کلام افسون کننده و موسيقي مسحورکننده‌اش را به گوش علاقه‌مندانش رساند.

 

 
+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 20:22 |

Let's bomb 300

باز در وبلاگستان غوغایی دیگر به راه افتاده است ، و این بار موضوع بر سر فیلم 300 است ، فیلمی که گویا از - 9 مارس 2007-  در سینماها اکران شد. داستان فیلم درباره نبرد سپاه خشایارشاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفره در برابر سپاه ایران است. اما چیزی که باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان بعد از دیدن این فیلم خواهد شد ، چهره زشت و غلطی است که از ایرانیان ارائه می‌شود ، چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار آنها.

نمی‌خواهم پستم را از سر تعصب بنویسم ، ولی واقعا شما فکر می‌کنید ، چنین تصویرسازی‌ای از خشایارشاه درست است؟!


 

 

 آیا محققین این فیلم در مورد لباس ایرانیان در عهد باستان تحقیق علمی کرده‌اند ، به گواه همگان لباس ایرانیان باستان از لحاظ آراستگی و زیبایی در دنیای قدیم همتایی نداشته است ، چنانکه لباس ایرانی هدیه‌ای بسیار با ارزش در آن زمان محسوب می‌شد.

 

لباس ایرانیان باستان:

بطور كلي لباس ایرانیان باستان عبارت بود از يك بالا پوش شبيه شنل و يك دامن پرچين ، كه بالا پوش و دامن در محل كمر داراي يك كمربند چرمي بوده است. بالا پوش پوششي مانند شنل بوده است در بعضي جلوي آن باز و در بعضي بسته بوده است. بلندي بالا پوش به اندازه بالا تنه است.در قسمت كمر به شكل ليفه تمام چينهاي پشت بالا پوش جلو باز روي چال گردن بوسيله دكمهاي به هم وصل مي شود. دامن ایرانیان بر دو نوع است: نوع اول يك راسته چين و دومي داراي دوراسته چين.
ایرانیان لباس خودرا ازپارچه هاي نقش و نگاردار با رنگهاي گيرا و پرشكوه تهيه ميكردهاند. كلاه ایرانی از جنس نَمد بوده است.(مگر كلاه هاي جنگي كه از آهن و مُفرُغ ساخته مي شده اس
ت.)

 

 

خشایارشا ، به لباس توجه کنید.

اطلاعات کامل درباره فیلم 300:

300
محصول سال 2007 و اقتباسی از رمان تصویری 300 است. این رمان تصویری به وسیله فرانک میلر نوشته است ، رمان درباره نبرد ترموپیل است.


 

فرانک میلر کیست؟

فرانک میلر متولد سال 1957 ، یک نویسنده ، بازیگر و کارگردان آمریکایی است و بیشتر به واسطه کمیک‌استریپ‌هایش شناخته شده است. یکی از معروف‌ترین کمیک‌استریپ‌های وی «شهر گناه» یا
sin city است که بعدها فیلم مشهور شهر گناه از روی آن ساخته شد.

 

آیا 300 تنها فیلمی است که درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است؟

خیر ، پیش از این در سال 1962 ، فیلم دیگری درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است ، عنوان این فیلم 300 اسپارتی یا The 300 Spartans است ، کارگردان این فیلم رودولف میت بود. جالب است بدانید همین فیلم الهام‌بخش میلر در نوشتن و طراحی کمیک‌استریپ‌اش بوده است.

 

کارگردان فیلم کیست؟

کارگردان فیلم زاک اسنایدر Zack Snyder نام دارد ، وی 40 سال بیشتر سن ندارد و در کارنامه‌اش فیلم چندان مهمی دیده نمی‌شود.

تریلر فیلم:
 

 

خلاصه داستان فیلم:

300 به صورت ناقص و شاید بهتر باشد بگوییم بی‌ربط نبرد ترمویپل را روایت می‌کند : شاه لئونیداس بهمراه 300 اسپارتی ، در برابر ارتش میلیونی خشایارشاه ایستادگی می‌کند ، وگرچه نهایتا کشته می‌شود ولی پیکارش باعث اتحاد یونانی‌ها در برابر ایرانیان می‌شود.

داستان تولید فیلم 300 :

در می 2003 تولید فیلم 300 با تهیه پیش‌نویس 121 صفحه‌ای آن آغاز شد ، در ژوئن 2004 ، زاک اسنایدر برای کارگردانی فیلم استخدام شد و سپس فرانک میلر به عنوان مشاور به تیم دست‌اندر کار پروژه پیوست.
مانند فیلم «شهر گناه» ، فیلم 300 ، اقتباسی کامل و صحنه به صحنه از کمیک استریپ فرانک میلر است. البته این موضوع استثنائاتی هم دارد ، برای افزودن به جذابیت‌های فیلم ، اسنایدر شخصیت ملکه «گورگو» را به فیلم اضافه کرد ، کاراکتر زنی که از شوهرش ، شاه لئونیداس حمایت می‌کند. مورد دیگر اضافه شدن نریشن به فیلم است.
دو ماه طول کشید تا نیزه‌ها ، سپرها و لباس‌ها و شمشیرهای مورد نیاز ساخته شود ، البته در مواردی از وسایل فیلم‌های تروی و الکساندر ، هم استفاده شد. در همین دو ماه تیم انیمیشن فیلم ، سرگرم ساختن یک گرگ و 13 اسب دیجیتال شدند.
در 17 اکتبر 2005 ، فیلم وارد مرحله تولید فعال خود در مونترال شد ، فیلم‌برداری فیلم 60 روز طول کشید. بودجه 60 میلیون دلاری فیلم را کمپانی برادران وارنر تأمین کرد.

جالب است بدانید تقریبا تمام صحنه‌های این فیلم در داخل استودیو و به وسیله تکنیکی به نام digital backlot فیلم‌برداری شد ، یعنی در تمام مدت بازیگران در برابر پرده‌های آبی نقش بازی می‌کردند و بعد صحنه‌های پشت زمینه اضافه می‌شد:


بعد از فیلم برداری ، فیلم مورد ویرایش دیجیتالی قرار گرفت و تقریبا 250 جلوه ویژه به آن اضافه شد ، 70 هنرمند انیماتور در این مرحله با پروژه فیلم همکاری می‌کردند.

 

تاریخ یا افسانه؟
داریوش بزرگ پس از 36 سال سلطنت در دی ماه 486 پیش از مبلاد درگذشت و جایش را به پسر 35 ساله‌اش خشایارشا یا خشیارشا (خشئی ارشه) داد که مادرش آتوسا ، دختر کوروش بزرگ بود. خشایارشا شاهزاده‌ای تحصیل‌کرده ، خوش‌اندام و زیباروی بود. ابهتی که کوروش و داریوش برای دستگاه سلطنت ایران به وجود آورده بودند ، خشایارشا را نیز در نظر ایرانیان و اقوام زیر سلطه در همان شکوه کوروش و داریوش قرار داد.
دوران داریوش و خشایارشا ، دوران آغازین شکوفایی تمدن یونان بود و یونانیان نیز می‌رفتند که جایگاه خودشان را در تمدن جهانی مشخص سازند. شماری از نویسندگان یونانی در دهه‌های بعد از داریوش و خشایارشا در جستجوی راهی برای ایجاد یک هویت ویژه برای اقوام یونانی داستان‌های حماسی مقاومت یونان در برابر ایران عهد داریوش و خشایارشا را ساختند و نشر دادند ، این نوشته‌ها بعدها برای یونانیان ماند تا گواه عظمتی برای آتن و و یونان آن روزگار باشد و یونانیان و غربیان بتوانند بگویند که اگر ایران «بوده است» ، ما هم «بوده ایم».

داستان‌هایی که یونانیان آن زمان درباره بودن خودشان ساختند ، هر چه بود ، شنیدنش برای یونانی‌ها دلکش بود. نویسندگان غربی نیز که مثل یونانیان آن روزگاران علاقه دارند ، که یونان را محور تمدن بشری معرفی کنند ، این داستان‌ها را با شاخ و بال بسیار زیادی در کتاب‌های تاریخی می نویسند و برای اثبات آنها دلیل و شاهد عقلی می‌تراشند.

نکته جالبی که در بسیاری از نوشته‌های این مورخان غربی به چشم می‌خورد این است که گویا با استواری آتن در برابر ایران تمدن غربی نجات یافت. مانند اینکه دولت دولت هخامنشی با تمدن بشری در ستیز بود و چون نتوانست با آتن کاری بکند ، تمدن آتنی از تخریب رهید تا برای بشریت باقی بماند. و از این جالبتر آنکه می‌بینیم عموم مورخین غربی قرن ما دولت هخامنشی را می‌ستایند و اعتراف دارند که دولت ایران از تمدن بشری پاسداری کرد و فرهنگ خاورمیانه‌ای در دوران هخامنشی متحول گردید و به اوج ارتقا رسید ، ولی وقتی به یاد یونان می‌افتند به یکباره سخنانشان عوض می‌شود. این دولت پاسدار تمدن بشری ، چه خطری برای تمدن یونانی داشت ، موضوعی است که باید از این خودشیفتگان پرسید و پاسخش را نزد خود آنها یافت.

در سال 480 پیش از میلاد ، خشایارشا به یونان لشکر کشید ، داستان لشکرکشی خشایارشا را داستان‌پردازان یونانی چنان پرداخته‌اند که گویا خشایارشا تمام آسیا را بر ضد شهر آتن بسیج کرده بوده است. هرودوت برای انکه بنمایاند که آتن خیلی اهمیت و ابهت داسته ، این داستان را در کتاب هفتم تاریخش به تفصیل شگفت‌آور و دل‌انگیزی به رشته نتحریر درآورده است. او بندهای 305 و 310 کتابش را به آمار سپاهیان ایران اختصاص داده و می‌نویسد که شمار ناوهای خشایارشا در این جنگ افزون بر 5200 فروند بوده و افراد نیروی دریایی‌اش از 517 هزار نفر بیشتر بودند ، کل تعداد جنگندگان خشایارشا از نیروی زمینی و دریایی که در داستان دلکش هرودوت به جنگ آتن بسیج شده بودند بالغ بر 2 میلیون و 317 هزار نفر بود ، که یک میلیون و هفتصد هزار نفرشان افراد پیاده‌نظام بودند.

هرودوت آنقدر در فکر بزرگ جلوه دادن لشکرکشی خشایارشا و اهمیت تراشیدن برای نیروی آتن بوده که با وجود آنکه مردی با تجربه و دقیق بوده ، فراموش کرده بوده که فکر کند چنین انبوهی از انسان‌ها چگونه قادر بوده خواربار مورد نیازش را در سرزمین کوچکی چون کرانه‌های دریای ایژه و غرب آسیای صغیر تأمین کند.

نبرد ترموپیل و تصرف آتن
به ابتکار خشایارشا پلی از قایق بر روی بغاز داردانل ساختند که نیروی زمینی ایران توانست از روی آن عبور کرده و وارد خاک یونان شود. در ابتدا خشایارشاه با پادشاه کارتاژ(Carthage)صلح کرد تا وی یونانیان را همراهی نکند. علاوه بر این، تعداد زیادی از یونانیان به ارتش خشایارشاه پیوستند از جمله مردم منطقه تسالی(Thessaly) اما در همین هنگام طوفانی سهمگین وزید و به کشتی‌های ایران خسارت وارد کرد. سرانجام در دریای آرتمزیوم(Artemisium) بین کشتی‌های دو سپاه جنگ درگرفت و یونان شکست خوردند. نبرد دیگر در تنگه ترموپیل(Thermopylae) در گرفت که به علت تنگی جا نیروی ایران با مقاومت آتنی‌ها و اسپارتی‌ها که برای نخستین بار باهم متحد شده بودند مواجه شد. سرانجام یک یونانی به ایرانیان که در آستانه شکست بودند راهی را معرفی کرد که به پشت تنگه می‌رفت. یونانیان با آگاهی از این خیانت گریختند و فقط لئونیداس(Leonidas)(حاکم اسپارت) بهمراه سیصد اسپارتی برجای ماندند و همگی کشته شدند. سپاه ایران بعد از این جنگ آتن را به تصرف درآورد و کاخ آکروپولیس در زمان جنگ نابود شد ولی معبد آکروپولیس و خانه های شهر به دستور خشایارشاه به سربازانش سالم ماند.

 

آنچه 300 و فیلم‌های مشابه نمی‌گویند و یا نمی‌خواهند که بگویند:

- وضعیت ظاهر و خوی منش ایرانیان
- قدرت فرماندهی و راهبری نظامی فرماندهان
- صلح‌طلب بودن ایرانیان و پرهیز انها از غارت و تخریب و کشتار در سرزمین‌های تحت سلطه

با فیلم 300 چه می‌توانیم بکنیم؟

به گمان من سینما از چنان قدرتی برخوردار است که می‌تواند خواسته یا ناخواسته روی افکار عمومی اثر بگذارد ، فیلم 300 هم از این قاعده مستثنی نیست و خوش‌خیالی است اگر گمام کنیم چنین فیلم پرهزینه و دراماتیکی با انبوه جلوه‌های ویژه‌اش نتواند ، نظر غربیان را درباره پیشینه ما عوض کند.

مادامی که به صورت فعال و گاه عامدانه از خود چهره‌ای سیاه برای رسانه‌های غربی درست می‌کنیم ، و تا زمانی که از گذشته خود غافل هستیم ، نباید بهتر از این را انتظار داشته باشیم. بارها نوشته‌ام که فرهنگ هم دیجیتالی شده است ، وقتی برای نوشتن این پست نبرد ترموپیل و خشایارشا را در در گوگل جستجو می کردم ، متوجه شدم ، حتی یک سایت خوب درباره تاریخ باستان نداریم. هرچه بود تلاش‌های پراکنده افرادی معدود و پست‌های پراکنده وبلاگ‌نویس‌ها بود.

از ساختن فیلم و گیم هم نگویید که نه توان ساختن آنها را داریم و نه اراده‌ای برای تجلیل از گذشته خود.

اگر هرودوت با اغراق 300 نفر را در برابر سپاهی میلیونی قرار داد باید اعتراف کنم که در حال حاضر ، دقیقا شرایط برعکس شده است ، اکنون ما وبلاگ‌نویس‌ها هستیم و انبوهی از رسانه‌ها و استودیوهای غربی با بودجه‌های میلیون دلاری! نمی دانم شمار وبلاگ‌هایی که برای مقابله در برابر 300 ، همکاری خواهند کرد به 300 وبلاگ می‌رسد یا نه!

راهکارهای مقابله:

- بمباران گوگلی :
ساده‌ترین و آسان‌ترین کار است ، من و گوگل به هم سازیم و بنیادش براندازیم!

- ویرایش منصفانه ویکی‌پدیا :
به ویکی‌پدیا بروید و مبحث فیلم 300 را منصفانه ویرایش کنید ، درباره اشتباهات فاحش این فیلم بنویسید.
 
- دادن نمره پایین به این فیلم در سایت‌های معرفی فیلم  و نوشتن شرح بر این فیلم در آنها.

- کمک به برپا و پربار شدن سایت
300themovie. info

اما برای همه کارهای بالا نیاز به سازماندهی و تقسیم کار وجود دارد ، با وجود اینکه از نبودن روح همکاری و کار گروهی در وبلاگستان مطمئنم ولی امیدورام این بار ، بتوانیم در این مورد همدیگر را تحمل کنیم. در مرحله اول باید اطلاعات خام از کتاب‌هایی که در اختیار داریم استخراج شود و در مرحله بعد برای درج در ویکی‌پدیا و سایت 300themovie. info به انگلیسی ترجمه شود. در مورد بمیاران گوگلی هم باید همه با لینک دادن به سایت 300themovie. info در این کار شرکت کنند.

چگونه بمباران گوگلی کنیم؟

برای بمباران گوگلی باید عده زیادی از وبلاگ‌نویس‌ها به سایت 300themovie. info لینک بدهد ،‌آن هم دقیقا با این کلمات: 300 the movie.

این کد را در وبلاگ یا وبسایت خود قرار دهید : http://300themovie. info">300 the movie

 

این هم بمب این جانب

! [ برای بمباران حتما بر روی لینک زیر کلیک کنید ]
:
 
300
The Movie

در اینجا هم لینک دانلود قسمتی از این فیلم را برای شما گذاشته ایم :

دانلود گوشه ای از فیلم


+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 19:3 |
.ظ): اينو يكي واسه من فرستاده: من يک دوخترئ هستم دکترا از معالجه من نا اميد شدند خواب بودم که حضرت زينب(س)ابي در گلويم ريخت و خوب شدم و از من خواست اين معجزه را بنويسم و پخش کنم اول بدست کارمندئ رسيد ولئ اعتماد نکرد و همسرش را از دست داد بعد بدست مردي رسيد باور کرد 45 ميليون بدست اورد ولي پخش نکرد و فرزندش را از دست داد اگر شما به حضرت زينب (س) اعتمادداريد " پخش کنيد
+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 18:46 |
 
 
سیاحت غرب

اثر : آقا نجفی قوچانی

ناشر : انتشارات طباطبایی قم

تاریخ چاپ : زمستان ۱۳۶۹

چاپ : نهضت

تعداد صفحه : ۲۴۴

قالب : مذهبی / عرفانی / زندگی نامه / داستانی

خلاصه : بخشی از کتاب به خلاصه کتاب سیاحت شرق که داستان زندگی واقعی آقا نجفی قوچانی می باشد اختصاص یافته و قسمت سیاحت غرب مربوط به شود به الهامات و دریافت ها و تحقیقاتی که ایشان درباره عالم برزخ داشته و آن را به صورت داستان واره نگارش نموده اند . م

توضیحات : کتاب سیاحت غرب یکی از بهترین ، تاثیرگذارترین و تکان دهنده ترین آثاریست که نه تنها در ایران که در کل دنیا تاکنون به رشته تحریر در آمده است . هیچ کتابی در ایران طی چند دهه اخیر به اندازه این کتاب تاثیر گذار نبوده است ! م

آقا سید محمد حسن نجفی قوچانی در سال ۱۲۵۷ شمسی در روستای خسرویه قوچان به دنیا آمد . ایشان که یکی از مشاهیر به نام و بی نظیر خطه قوچان می باشند ، تالیفات زیادی داشته اند که معروفترینشان همین دو کتاب سیاحت شرق و غرب می باشد . ایشان به عنوان یک عالم و مجتهد برجسته نقش زیادی در توسعه مذهب و احکام دینی در زادگاه خود داشته و در زمان انقلاب مشروطه هم از آگاه سازی مردم کوتاهی نمی نمودند . سرانجام ایشان در حالی در سن ۶۸ سالگی به سال ۱۳۲۲ شمسی وفات یافتند که آخرین اثرشان یعنی سیاحت غرب منتشر نشده بود . بعدها به همت آقایان ملائکه قوچانی و آقای علی خسروانی دو نسخه از روی نسخه اصلی نگارش شد تا حفظ شود و سرانجام در سال ۱۳۴۹ شمسی ، به همت آقای ر.ع شاکری این اثر گرانقدر برای نخستین بار چاپ شده و در دسترس عموم قرار گرفت . م

کتاب سیاحت غرب یا سرنوشت ارواح بعد از مرگ به ماجراهایی می پردازد که آقای قوچانی (ره) با محور قرار دادن شخصیت خودشان پس از مرگ ، از زمان دفن شدن تا رسیدن به شهر پیامبر در بهترین مکان برزخ رخ می دهد . داستان کاملاً مطابق با احکام و آیات قرآن بوده و از این لحاظ مورد تایید می باشد اما جالب آنکه سبک نگارش و قوه تخیل بالایی که برای ثبت اثر به کار رفته برای ما نسل جوان چیزی برابر با ارباب حلقه ها تالکین می باشد . بدون شک اگر کتاب را مطالعه کرده باشید با نظر من موافق می باشد . م

آقای قوچانی در این اثر ضمن رعایت مسائل شرعی و آموزش پنهان و آشکار برخی از ظرائف دین ، چگونگی نازل شدن جزا و عذاب و پاداش اعمال شخص در دنیا را که به صورت موقت تا زمان روز قیامت ، در برزخ بر اشخاص وارد می شود را به بهترین شکل ممکن به تصویر در آورده و حتی استفاده از برخی تکنولوژی های پیشرفته را برای زندگی بهتر در شهرهای امامان و پیامبران در داستان گنجانده و در نهایت اوج داستان را با چگونگی نقش داشتن نیکان در به اشد رساندن عذاب بدخواهان امام زمان (عج) به تصویر در آورده است . م

جوانان و گمراهان زیادی با خواندن این اثر بزرگ متحول شده و در آینده نیز عده بیشتری متحول خواهند شد ، انشاالله . م

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 20:7 |
عكس از باران كوثري

 

      

باران كوثري متولد ۲۵ مهر سال ۱۳۶۴ فرزند رخشان بني اعتماد و جهانگير كوثري است كه از دوران

كودكي در فضاي سينمايي بزرگ شده  .....

بهترين باباي دنيا (داريوش فرهنگ، 1370)

نرگس (رخشان بني اعتماد، 1370)

روسري آبي (رخشان بني اعتماد، 1373)

بانوي ارديبهشت (رخشان بني اعتماد، 1376)

باران و بومي (فيلم كوتاه، رخشان بني اعتماد، 1377)

بگذار آفتاب برآيد (مجموعه، يك قسمت، قاسم جعفري، 1377)

زير پوست شهر (رخشان بني اعتماد، 1378)

روزگار ما (مستند، رخشان بني اعتماد، 1380)

رقص در غبار (اصغر فرهادي، 1381)

برگ برنده (سيروس الوند، 1381)

خوابگاه دختران (محمدحسين لطيفي، 1383)

گيلانه (رخشان بني اعتماد، محسن عبدالوهاب، 1383)

تقاطع (ابوالحسن داودي، 1384)

و مجموعه تلويزيوني صاحبذلان ( محمد حسين لطيفي ۱۳۸۵ )

و نسل جادويي كه در كنار هديه تهراني درخشيده ( ايرج كريمي

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 19:52 |

مهدي سلوكي

 

 mixs4s

 

مهدي سلوكي هنرمند محبوب تلويزيون كه در حال حاضر سريال نرگس از ايشون در حال پخش از شبكه ي سوم سيما است ....  كه كمتر ميشه باهاش در تماس بود و در واقع پيدا كردن او كار بسيار دشواري است .... و اكثر مواقع گوشي اش روي منشي است ....

 

خصوصيات اخلاقي :

 

بسيار يكدنده و لجباز .... بسيار مهربان . بعضي مواقع بد اخلاق . بي حوصله و بازيگوش . اعتماد به نفس بسيار بالايي دارد . زياد خواب آلود نيست ولي معمولا سر قرارها دير ميرسد و تاحدودي بدقول است . پيتزا رو فقط با قارچ و پنير دوست داره در ضمن نوشابه هم حتما بايد زرد باشه .  از خونه زياد قهر ميكند ولي هيچوقت به فرار فكر نكرده  .... اولين ماشينش يك رنوي سفيد رنگ بوده و بعد از آن يك پرايد سفيد خريد و الان هم يك 206 سبز دارد .... مادرش رو از همه بيشتر توي دنيا دوست دارد و بسيار خانواده دوسته .  كشك بادمجان كرماني ها رو خيلي دوست داره . عاشق شهر شيراز است . پرسپوليسي است از نوع تعصبي . دوست صميمي فوتبالي اش رو علي انصاريان مي دونه و مي گويد كه با او تلفني صحبت مي كند و از حال هم با خبر مي شيم .

!!! دختر هاي ايراني رو بسيار سمج مي دونه ولي اميدواره كه اونها از اين گفته ناراحت نشن !!!

 

بيوگرافي كامل : 

 

  9mix

 

مهدي سلوكي متولد 14 خرداد سال 1361 مي باشد . در يك خانواده ي مذهبي متولد شده يك برادر به نام محمد داره كه او هم دستي در هنر دارد و از مجريان محبوب سيماي ايران است . مهدي سلوكي در دوران كودكي مثل اكثر پسر  بچه ها شيطان و پر شر و شور بود . در دوران مدرسه شاگرد زرنگي نبود و هميشه در حد قبولي درس مي خوانده . در اصفهان به دنيا آمده ولي اصلا خسيس نيست و بيش از حد هم پول خرج مي كند . مادرش اراكي و خانه دار است و پدرش تهراني و شغل آزاد دارد ولي در زمان به دنيا آمدن مهدي ساكن اصفهان بودند و بخاطر همين مهدي اصفهاني از آب درآمد .  ديپلم رشته گرافيك دارد . داراي مدرك ليسانس رشته نمايش از دانشگاه آزاد اراك است .  وقتي در هنرستان بوده يكي از معلمانش از او مي خواهد كه تست بازيگري دهد . مرتضي مسعودي را پل ارتباطي خودش با عالم هنر مي دوند .

تنيس روي ميز رو مدتي به صورت حرفه اي دنبال كرده .  تيم رئال مادريد رو خيلي دوست دارد . 

رنگ دلخواهش فقط قرمزه از اون پرسپوليسي هاي صد آتيشه است . او هميشه طرفداران استقلال را نصيحت مي كند كه پرسپوليسي شوند .... اصلا اهل روغ گفتن نيست . وفاداري را برترين خصوصيت اخلاقي خودش  مي داند . تار و دف سازهاي مورد علاقه اش است . به شنا و اسكي علاقه ي زيادي دارد  . خواننده ي مورد علاقه اش عليرضا عصاره و سبك و سياق او را خيلي دوست دارد . مدتي با حميد گودرزي دوست بوده وبا او رفت و آمد داشته .  از برادرش هميشه به عنوان يك راهنما ياد ميكند . اوقات فراغتش رو به خوندن كتاب و فيلمنامه هاي جديد اختصاص ميدهد . مردم رو از خودش مي دونه و هيچ وقت خودش رو براي اونها نمي گيرد .

 

  مهدي سلوكي در نقد نرگس - iranianactors.blogfa.com 

 

شايعه ها :

مدتي بود كه شايعه شده بود كه مهدي سلوكي فوت كرده ... وقتي يكي از دوستان صميمي اش به او زنگ ميزند و صدايش را مي شنود از شدت خوشحالي بخاطر زنده بودن مهدي گريه ميكند ... با شايعه ي مرگش شهرتش دو جنداش شد البته خودش اول از شنيدن اين شايعه شوكه شده بود ولي بعدا بسيار راضي به نظر ميرسيد ...

 

  همه چيز درباره مهدي سلوكي

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 19:51 |

گفت وگوى فريدون جيرانى با مسعود كيميايى

خلاصه گفت وگو

۱- سرمايه دارى در ايران ميزان قدرت را تعيين مى كند. آن سرمايه دارى را بايد كنترل كرد. اگر نشود اتفاقى مى افتد كه در بسيارى از كشورهاى جهان رخ داده است. آن سرمايه دارى در حال قدرت گرفتن است. يعنى پول به يونيفورم تبديل مى شود. پول عقيده را تعيين مى كند و تو مى بينى نه تنها سرمايه دارى وجود دارد بلكه چنين راحت به واسطه پول و قدرتش پيشنهاد مى دهد و اين به دليل ماهيتش است كه خريد و فروش است.

• تو هميشه طرفدار عدالت خواهى بودى. آيا نهضت دانشجويى اخير هم طرفدار عدالت خواهى بوده كه تو در فيلم «حكم» به آن ارجاع مى دهى؟
بله. در ذهنيت جمع اش بوده است.
• يعنى تحولات ده ساله اخير كه از دهه
۷۰ به بعد است در عقايد نهضت دانشجويى تاثيرى نداشت؟
يك بار ديگر توضيح بده.
• ما در چندساله اخير تحولاتى را پشت سر گذاشتيم. از فروپاشى اتحاد شوروى به بعد. آيا اين تحولات در نهضت دانشجويى به عنوان عقيده اى كه تو خيلى به آن علاقه مندى، يعنى عدالت خواهى، تاثيرى نگذاشت؟
چرا.
• يك چيز ديگرى جايگزين آن نشد.
بگو، ادامه بده.
• من مى خواهم بگويم يك چيز ديگرى در اين نهضت تاثير نگذاشت و نهضت را وارد جريانات ديگرى نكرد؟
مى خواهم يك جاى ديگرى بايستم و نگاه كنم. يك بار ديگر توضيح بده.
• من مى خواهم بگويم آن جريانى كه تو سال ها است به آن اعتقاد دارى و آن عدالت خواهى است، در طول اين ساليان سال و به خصوص در ده ساله اخير دچار تغيير و تحول شده و يك جريان ديگرى وارد آن شده كه جريان عدالت خواهى را تحت الشعاع خود قرار داده است...
اين جريان جديد چيست.
• دموكراسى خواهى. يعنى آن جريانى كه در نهضت هاى دانشجويى جديد جايگزين عدالت خواهى شد و آن را تحت تاثير خود قرار داد.
دموكراسى خواهى يكى از اتوبان هايى است كه به شهر عدالت خواهى مى رسد.
• يعنى بدون دموكراسى خواهى ما به عدالت خواهى نمى رسيم؟
به هيچ وجه.
• تو مى خواستى در فيلم به آن اشاره كنى؟
هست.
• پس تو نمى خواهى راجع به جزئيات اعتقادات نهضت هاى دانشجويى اخير صحبت كنى.
امكان ندارد. چون هنوز براى ما مبهم است. هيچ كس كامل و با جزئيات آن را نمى شناسد. خود دانشجويان هم به تنهايى تصور واضحى از آن ندارند. بلكه به صورت توده هاى پراكنده اين حقيقت را مى دانند.
• پس وقتى محسن در فيلم راجع به عقيده اش صحبت مى كند براى خودش هم روشن نيست كه درباره چه چيزى حرف مى زند.
اصلاً گفته مى شود كه مشخص نيست. تصوير كردن اضمحلال اين دانشجويان برايم مهم بود.
• يعنى اضمحلال آدم آرمانگرايى كه در نهضت شكست مى خورد، حالا از چند نسل كه كنار هم قرار مى گيرد.
بله و در مقابلش يك جريان قوى و قدرتمند ديگر در فيلم هست.
• يعنى جريان سرمايه دارى...
سرمايه دارى آزاد كه در حال شكل گيرى است. يعنى يونيفورم خودش را مى پوشد...
• من نمى فهمم منظور تو از سرمايه دارى آزاد چه چيزى است؟
اگر از نگاه ماركس به اين قضيه نگاه كنيم سرمايه دارى آزاد، يك سرمايه دارى منحط است. البته من اين نگرش را ندارم چون جهان به جايى رسيده كه به غير از نظام سرمايه دارى نمى تواند در جاى ديگرى حركت كند. اما اين سرمايه دارى آزاد بايد كنترل شده باشد.
• مگر ما در ايران سرمايه دارى خارج از قدرت و كنترل نشده هم داريم؟
اين چه حرفى است! معلومه كه داريم.
• منظور من سرمايه دارى مستقل از دولت است. آيا ما چنين چيزى را در ايران داريم؟
حتماً داريم.
• يعنى سرمايه دارى مستقل از دولت كه وزير تعيين مى كند، كابينه تعيين مى كند و روى پارلمان نفوذ دارد.
تو فكر مى كنى، ما چنين چيزى در ايران نداريم.
• من فكر مى كنم در ايران اين دولت است كه سرمايه دارى را تعيين مى كند، ما هيچ وقت سرمايه دارى جدا از دولت نداشته ايم. بورژوازى دولتى كه مدت هاست بحث آن را مى كنند مشكل تاريخى ماست.
ايده آل ترين شكلى كه مى تواند وجود داشته باشد اين است كه حتى در سرمايه دارى، قدرت هايى نهادينه شود كه وقتى قدرتش از قدرت اجرايى حكومت بيشتر شد، خودش خودش را كنترل كند كه نقش دوم را داشته باشد.
• ما اصلاً بخش خصوصى قدرتمندى از زمان رضاشاه تا به امروز نداشتيم كه بتواند دولت تعيين كند.
چرا نداشتيم، مگر حاج امير عزت چى كار مى كرد.
• اين آدم ها در كنترل دولت بودند.
نه، اتفاقاً اينها خودشان دولت مى شدند. يعنى با سرمايه دارى مى آمدند دولت مى شدند.
• مسعودجان تو سياست نامه شرق را خواندى؟
نه، متاسفانه.
• يك مقاله اى محمد قوچانى دارد درباره صد و پنجاه سال مدرنيته دولتى، در آن مقاله از بورژوازى دولتى از زمان رضاشاه تا امروز به صورت كامل نوشته شده بود.
من قرار نيست در فيلمم به اين مسائل بپردازم. به هر حال چون سرمايه دارى ماهيت آن خريد و فروش است وارد هر جريانى شود اين فعل را انجام مى دهد. و اين در لايه هاى پنهانى فيلم «حكم» وجود دارد...
• يعنى تو معتقدى كه ما در ايران نظام سرمايه دارى داريم كه بر دولت اعمال نظر مى كند؟
بله و بايد كنترل شود و دولت روى آن اعمال نظر كند. سرمايه دارى در ايران ميزان قدرت را تعيين مى كند. آن سرمايه دارى را بايد كنترل كرد. اگر نشود اتفاقى مى افتد كه در بسيارى از كشورهاى جهان رخ داده است. آن سرمايه دارى در حال قدرت گرفتن است. يعنى پول به يونيفورم تبديل مى شود. پول عقيده را تعيين مى كند و تو مى بينى نه تنها سرمايه دارى وجود دارد بلكه چنين راحت به واسطه پول و قدرتش پيشنهاد مى دهد و اين به دليل ماهيتش است كه خريد و فروش است.
• تو قصد داشتى اين را در فيلم «حكم» مطرح كنى؟
نه، الان كه بحث را به اينجا كشاندى من درباره اين موضوع صحبت مى كنم.
• حالا كه درباره سرمايه دارى صحبت مى كنيم و بحث خوبى هم هست يك نظريه وجود دارد به نام استبداد ايرانى كه مطمئنم تو آن را حتماً خوانده اى. آن نظريه معتقد است كه در ايران جريانات سرمايه دارى شكل نگرفته، در واقع سايه سنگين دولت اجازه نداده كه اين اتفاق در ايران بيفتد. من خيلى دوست دارم تو براى ما توضيح دهى كه اين سرمايه دارى كه در ايران از آن نام مى برى مبتنى بر چه چيزى است چون تو عملاً با طرح اين مسئله، تئورى
۱۵۰ سال هيولاى مديريت دولتى كه در مقاله قوچانى هم به آن پرداخته شده را زير سئوال مى برى؟
من مى گويم بايد دولت، سرمايه دار را كنترل و تعيين كند و نه برعكس. سرمايه دارى اگر از دولت جدا شد بايد ضايعات آن را هم بپذيريم...
• ببين من متوجه نشدم. اگر سرمايه دارى در كشور ما قدرتى داشته باشد كه رئيس جمهور و كابينه و... تعيين كند و به عنوان بخش مستقل از دولت فعاليت كند اتفاق خوبى است يا نه؟
اين اصلاً ماهيت سرمايه دارى است...
• باز من جواب سئوالم را نگرفتم. آيا ما به بخش خصوصى خارج از قدرت دولت نياز داريم يا خير؟
معلومه كه نياز داريم.
• بخش خصوصى خارج از قدرت دولت، نامش سرمايه دارى هست يا نه؟
هست. اما در شرايط طبيعى بايد اين سرمايه دارى با مكانيسم هايى مثل خود قدرت كنترل شود.
• و تو مى گويى ما چنين چيزى در ايران داريم اما كنترل نشده است.
اهرم هايى كه قرار است اين سرمايه دارى را كنترل كنند متاسفانه خودشان به يك قدرت مستقل و به نوعى سرمايه دارى تبديل مى شوند.
• به نظر من آن چيزى كه تو در «حكم» به آن مى پردازى سرمايه دارى نيست، اقتصاد پنهان از دولت است. يعنى آن بخش خصوصى قدرتمند عيان كه روى دولت تاثيرگذار است وجود ندارد پس يك بخش پنهان سرمايه شروع به رشد مى كند.
نه، اين چيزى كه تو مى گويى يونيفورمش فرق مى كند.
• الان شكل مافياى قدرت كه تو در «حكم» به آن مى پردازى شكل پنهان سرمايه دارى است؟
نه اتفاقاً، خيلى هم آشكار است، اما يونيفورم خودش را مى پوشد.
• من با تو هم عقيده نيستم. بخش عيان سرمايه دارى در همان
۱۵۰ سالى كه ذكرش رفت هيچ گاه نتوانسته در ايران فعاليت كند اگرچيزى هم هست كه تو مى گويى آشكار نيست بلكه بخش پنهان سرمايه دارى است كه فعاليت مى كند. بخشى كه دور از دسترس و نگاه است.
چرا پنهان است؟
• به خاطر اينكه غيرقانونى عمل مى كند.
نه، به خاطر اينكه وابسته است.
• وابسته به چى است؟
وقتى سرمايه دارى وابسته به قدرت مى شود، هر دو با هم حركت مى كنند. سرمايه دارى كه در «حكم» است به اين نكته اشاره دارد كه توان و قدرتى كه در حال جدا شدن از بدنه قدرت است مى خواهد عقيده خودش را اجرا كند. حالا اگر كنترل از سمت قدرت وجود نداشته باشد، اين مافيا تمام قدرت را تحت تاثير قرار مى دهد و به دليل ماهيت سرمايه دارى آن را مى خرد.
• در فيلم حكم آن سرمايه دارى كه فعاليت دارد سرمايه دارى پنهان است نه سرمايه دارى در كنار دولت. ممكن است ما در سال هاى اخير سرمايه دارى قدرتمند تأثيرگذار داشته ايم. اما در واقع اين سرمايه دارى پنهان است. اين بحث بسيار كليدى است كه تو در «حكم » مطرح كردى. هم سرمايه دارى و هم نهضت هاى دانشجويى. حالا سئوال من اين است اين دو بحث بر چه پايه اى استوار شده است؟ اساساً آيا تو معتقدى كه در «حكم» اين مباحث را به صورت داستان تعريف كردى؟
بله.
• مى توانى داستان «حكم» را در دو خط تعريف كنى؟
دوتا پسر و دختر دانشجو (فروزنده و محسن) از دهاتى به «نام چشمه سر» براى تحصيل به تهران مى آيند. بعد از نهضت هاى دانشجويى و شكست هاى پى در پى اى كه صورت مى گيرد پسر جذب قدرت مى شود و دختر به شهرستان خودشان برمى گردد و در آنجا در شركت يك مهندس بساز و بفروش منشى مى شود و بعد ارتباطى بين آنها شكل مى گيرد. از طرف ديگر پسرى به نام سهند عاشق دخترى به نام دريا بوده كه خانواده دختر با ازدواج آنها مخالفت مى كنند و دختر را به پاريس مى فرستند، اما دختر طاقت نمى آورد و به تهران برمى گردد و با سهند به شمال كشور مى روند كه با مرگ مشكوك دختر تمام روياى سهند به هم مى ريزد. سهند در همان شهر مى ماند و با آشنايى با مهندس بساز و بفروش در شركت او مشغول به كار مى شود. اين مهندس با بهره گيرى از پريشانى اين چند جوان و گرفتن شناسنامه و مداركى از آنها براى بيزينس اش سعى در سوءاستفاده از آنها دارد. تا اين كه يك شب آنها تصميم مى گيرند با كمك محسن شبانه به خانه مهندس بروند و مداركشان را از گاوصندوق او پس بگيرند. فيلم از اينجا شروع مى شود كه بعد از خارج شدن از خانه مهندس، فروزنده به محسن مى گويد تو براى كمك به ما نيامدى بلكه هدف ديگرى داشتى و محسن هم مى گويد تو هم قرار نبود به مهندس شليك كنى در اصل محسن به دليل تباهى خودش و رابطه سياه اش با آن گنگ مافيايى قصد دارد يك رابطه درست با فروزنده برقرار كند ولى امكان پذير نيست، چون دختر هم خيلى چيزها را از دست داده، به طورى كه خيلى راحت اسلحه به دست مى گيرد.
• چيزى كه الان تعريف كردى پيش داستان شخصيت ها بود، حالا اگر بخواهى از جايى كه اين جوان ها براى دزدى به خانه مهندس مى روند داستان را در چند خط تعريف كنى، چطورى آن را بيان مى كنى؟
همان طور كه فيلم آن را تعريف مى كند.
• من در دو خط داستان را مى خواهم. مثلاً داستان فيلم قيصر را من اين گونه تعريف مى كنم كه مردى در جنوب شهر، خواهرش مورد تجاوز قرار گرفته. برادر بزرگش قصد دارد انتقام بگيرد، كشته مى شود برادر كوچكتر از جنوب مى آيد و انتقام مى گيرد. من داستان را به اين راحتى در دو خط تعريف كردم.
اين داستان سرراست و دوخطى براى جامعه اى بود كه به همين سادگى و سرراستى بود ديگر در جامعه ايران امروز ما قيصر و امثال آن محلى از اعراب ندارند، من نمى توانم براى چنين جامعه پيچيده و پرتناقضى، داستان دوخطى تعريف كنم. جامعه امروز يك هزارتوى پيچيده است كه وارد هر كدام از لايه هاى آن شوى با يك لايه جديد برخورد مى كنى.
• دقيقاً با اين جواب رسيدى به نقطه اى كه من قصد داشتم بيان كنم. يعنى من معتقدم كه كيميايى امروز ديگر داستان سرراست تعريف نمى كند. اصلاً اعتقاد من براين است كه كيميايى ديگر داستان تعريف نمى كند. كيميايى شخصيت ها را تعريف مى كند...
بارك الله، احسنت...
• كيميايى از طريق شخصيت ها به داستان نگاه مى كند...
آفرين فريدون، عالى گفتى، اگر من مى خواستم اين را بيان كنم، تحليل هاى عجيب و غريب براى آن مى كردند...
• حالا كيميايى پيچيده امروز كه خيلى عالى به من جواب داد كه چرا ديگر نمى شود داستان سرراست اجتماعى تعريف كرد؛ مطمئناً دغدغه هاى ديگرى هم دارد. اعتقاد من بر اين است كه كيميايى جديد حرف هاى زيادى براى گفتن دارد و چون مى خواهد تمام اين حرف ها را سرجمع در يك فيلم بگويد، شخصيت ها بايد حرف بزنند، داستان هاى كوتاه فيلم در هم ادغام شوند، به طورى كه يك تماشاچى عادى نتواند به سادگى آن را درك كند. اين پيچيدگى موجود در كيميايى از روزگار و جامعه امروز مى آيد، آيا اين را قبول داريد؟
به هرحال وجود دارد. حالا در كجا نمى دانم. يا از درون من مى جوشد، يا خارج از وجودم. دختر فيلم «قيصر» وقتى مورد تجاوز قرار مى گيرد خودكشى مى كند، دختر فيلم «حكم» كه همين بلا سرش آمده به عشقش مى گويد؛ اين قدر سرفه نكن، من از اين مرد يك بچه دارم. بعد اسلحه را مى گيرد به سمت... و شليك مى كند. يعنى قيصر در فيلم «حكم» خود دختر است. پيچيدگى جامعه امروز ايران، تو را مجبور مى كند اگر مى خواهى فيلم اجتماعى بسازى مثل خود جامعه پيچيده باشى.
• اين درك از پيچيدگى جامعه امروز ايران را تو چگونه كسب كردى؟ كيميايى جديد چه مطالعه اى دارد. آيا در اين سال ها كتابى خوانده كه تحت تاثير آن قرار بگيرد و به او سمت وسو دهد؟
جسدهاى شيشه اى.
• كتابى كه خودت نوشتى؟
نوشتن اين كتاب مرا ارجاع داد به دريچه هايى كه در من بسته بود.
• از نويسنده هاى جديد چه كتابى خواندى؟
خيلى، با بسيارى از آنها هم ارتباط دارم.
• مثالى مى توانى بزنى؟
كتابى به نام «شكور» كه مينو فرشچى به من داد كه بخوانم. البته هنوز چاپ نشده و من به صورت تايپ شده روى كاغذ آن را خواندم. كار من ايجاب مى كند كه مرتب كتاب بخوانم و هميشه در فيلم هايم از كتاب ها و نويسنده ها صحبت مى شود.
• كتاب «سهم من» پرى يوش صنيعى يا «سهراب كشون» عطاالله مهاجرانى را خواندى؟
بله.
• خوشت آمد؟
اصلاً.
• «خاطرات پراكنده» گلى ترقى را چطور؟
اين كتاب كه خيلى قديمى است. يادم مى آيد در آن زمان كه خواندم خيلى خوشم آمد.
• آخرين رمانى كه خواندى چه بود؟
رمان نيست اما يك كتاب است درباره بحث ژنتيكى تازه كه پزشكى تا چه حد مى تواند راجع به ژنتيسم عقيده بدهد و دستكارى كند.
• عنوان اين كتاب چيست؟
اجازه بدهيد، اتفاقاً آورده بودم، براى اين مصاحبه دو سه جمله اش را عنوان كنم... مثل اين كه جا گذاشتم...
• مى خواهيد جايش را در مصاحبه خالى مى گذاريم بعداً تلفنى از شما مى پرسيم.
نه، اگر كمى صبر كنيد، من شماره خانه ام را پيدا مى كنم، عنوانش را به شما مى گويم.
• مى توانيم راجع به كتاب ديگرى كه خوانديد بحث كنيم.
نه، با اين كتاب كار ديگرى هم دارم، الان از بچه ها كه تو خانه هستند مى پرسم. (كيميايى با منزلش تماس مى گيرد و بالاخره نام كتاب با آدرسى كه مى دهند پيدا مى شود.) «معرفى ژنتيك و آينده سرشت انسان» كه چند تا از مقاله هايش را هابرماس نوشته است. جعفر مدرس صادقى هم اين كتاب را ويراستارى كرده و يحيى امامى روى اين كتاب اختتاميه نوشته است.
• يعنى آخرين كتابى كه خواندى يك كتاب فلسفى بوده است؟
بله. در اين كتاب دو جمله مهم وجود دارد كه مى خواهم حتماً در اين مصاحبه باشد. اجازه دهيد برايم بخوانند «تحقيقات سلول بنيادى جنين انسان را فقط مى توان به عنوان پيشتازان مسير يك پايان ناخواسته به حساب آورد.»
• حالا چرا چنين كتابى را مى خوانى؟
اين كتاب ما را رهنمون مى كند به اين قضيه كه آيا در ژنتيك مى توان دست برد يا خير؟ آيا اين دست  بردن كه پزشكى در حال انجام آن است سر آن به فرهنگ وصل نمى شود؟ حالا چطور مى شود با اين اتفاق براى آينده فرهنگ سازى كرد؟ علم ژنتيك درباره آينده انسان است. اين نسل بشرى آينده چگونه خواهد بود؟ چه سئوال هايى از فرهنگ گذشته اش خواهد داشت؟
• چه شد كه به اين مقولات علاقه مند شدى؟
در حال حاضر جريانات مدرن مدعى اين تاثيرات اجتماعى هستند. يعنى از اينكه با يك بازيگوشى وارد ژنتيك شويد چه عواقبى دارد. از اينكه بچه اى را كه بيرون از رحم مادر رشد كرده به عنوان فرزند خودت بپذيرى آيا شكل اخلاق را زير سئوال نمى برد؟ اين سئوالات، سئوالاتى است كه هم با آينده بشر كار دارد، و هم ما نيز يكى از آنها هستيم. آيا ما مى توانيم با اين مسائل كنار بياييم. آيا به اندازه كامپيوتر كه زندگى ما را به هم ريخت، علم ژنتيك هم چنين تاثيرى در جهان خواهد داشت؟
• من نمى خواهم وارد اين بحث ها شوم، چون آن را نمى شناسم. بيا برگرديم به بحث خودمان كه گفتى.آيا دليل علاقه ات به اينگونه مسائل اين است كه يك جور ديگر مى خواهى به دنيا نگاه كنى...
من نمى خواهم. اتفاقى است كه در حال رخ دادن است. من كه براى خودم برنامه  اى ندارم كه حال امروز به دنيا چگونه نگاه كنم. اين اتفاقى است كه با توجه به تاثيرات جامعه در تو به عنوان هنرمند مى افتد.
• آيا مطالعه اينگونه مباحث باعث نشده تو از مسائل روز ادبى و سينمايى دور شوى؟
نه، ربطى ندارد.
• مثلاً تو اين روزها مقالات روزنامه ها را مى خوانى؟
يك مقاله ورزشى خواندم، شاهكار بود. فارسى تميز، تحليل درست. اما برخى نويسنده ها كه حالا اسم نمى برم در مقاله هاى سياسى تحليل هاى عجيب و غريبى دارند. فرضاً اطلاعات چندورقى شان را به صورت يك سناريوى طولانى مى نويسند. اينها برايم جذاب نيستند و ترجيح مى دهم وقتم را صرف اين گونه مقالات نكنم.اما فريدون من سئوالى از تو دارم كه اين فيلم هاى مبتذل و سطحى كه ساخته مى شود محصول چه چيزى است؟
• شما چه فكر مى كنيد؟
اين سئوال من از شماست، شما چه تحليلى داريد؟ اين تخصص تو است، تو بايد جواب بدهى؟
• من معتقدم كه اين محصول شرايط است، شرايطى كه طبقه متوسط آن دچار اضمحلال اقتصادى است. در دورانى كه طبقه متوسط صدمه و ضربه مى خورد و نمى تواند اوقات فراغت و تفريح داشته باشد؛ به سينما برود، كتاب بخواند، كنسرت برود، تئاتر تماشا كند، سينماى سطحى و عامه پسند راه خودش را باز مى كند. مثل سال هاى
۴۳ تا ۴۶.
فريدون تو واقعاً استاد تحليل هاى دقيق و درست هستى. اندازه گيرى  هايت حرف ندارد.
• اما فيلم «حكم» تو در اين وانفسا مى فروشد...
اگر اجازه دهند، چون در حال حاضر توسط همين فيلم هاى مبتذل در حال تهديد شدن است.
• اين اتفاق جديدى نيست، مدت ها است كه سينماى عميق ما در حال تهديد است.
پس وظيفه دولت كه مدعى حمايت از سينماى عميق است چه مى شود؟
• دولت در حال حاضر گيج است. نمى تواند تصميم قاطعى بگيرد. به هر حال بايد منتظر باشيم ببينيم چه مى شود. به هر حال من به عنوان آخرين سئوال مى خواهم بپرسم كه در فيلم «حكم» يك عشق به سينما وجود دارد، كه در پرده سينمايى كه در خانه معروفى است و فيلم هاى قديمى و كلاسيك را نشان مى دهد متبلور است. اين قبلاً در فيلم هاى تو شكل تصوير داشت آيا اين نشانه سينمايى هم تغيير كيميايى جديد است؟آيا در فيلم هاى بعدى تو باز هم تكرار اين المان ها را خواهيم ديد؟
نه، اين فقط خاص خود اين فيلم و شخصيت معروفى است اينكه ما دوگانگى شخصيت او را بشناسيم.
• به هر حال اين آخرين نشانه علاقه تو به سينما است كه حالا تبديل به پرده سينما شده و تصوير فيلم هايى كه دوست دارى در آن پخش مى شود در حالى كه در گذشته علاقه تو به اين فيلم ها در ساخت اثرت تاثير  مى گذاشت. اين را هم بايد به كيميايى پيچيده، تلخ و خسته اين روز ها اضافه كنيم؟
به هر حال استقبال از فيلم ام تلخى و خستگى را در من از بين برد. فكر مى كنم انرژى دوباره گرفته ام.
• اين انرژى را از كجا گرفتى؟
نمى توانم بگويم

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 19:50 |
                      
جواد کاظمیان

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 19:42 |

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در شنبه یازدهم فروردین 1386 و ساعت 16:59 |
+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در شنبه یازدهم فروردین 1386 و ساعت 16:51 |


Powered By
BLOGFA.COM